جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٩ - ٥٣ محبّت اولیای الهی روح و جوهره بندگی خدا
مشركين، عمارة بن وليد و عمرو بن عاص را با هداياى بسيار به حبشه فرستادند تا مهاجرين را دوباره به مكّه بفرستند و شكنجههاى خود را نسبت به آنان از سر بگيرند. آن دو نفر به حبشه وارد شدند. هدايايى را كه براى اطرافيان پادشاه آورده بودند، بين آنان تقسيم كرده و هديه اختصاصى پادشاه را نيز حضورا تقديم نمودند. ضمناً درخواست بازگردادن مهاجرين را به عرض رساندند.
نجاشى، پادشاه حبشه که مرد فهميده و دانايى بود گفت: من هرگز بدون تحقيق مهاجرين را تسليم نمايندگان مشركين مكّه نخواهم كرد. آنها به كشور من آمده و من را بر دیگران برگزيدهاند بايد شخصاً آنان را ملاقات كنم، سخنانشان را بشنوم و از طرز تفكرشان آگاه شده و سپس تصميم بگيرم. لذا دستور داد مهاجرين را در وقت معين به حضورش بياورند.
در آن زمان، رسم بود كه هر كس به حضور نجاشى میرسيد او را سجده میكرد و بدين وسيله مراتب بندگى خود را ابراز مینمود. سجده كردن و به خاك افتادن، نهايت درجه خضوع و انكسار در مقابل دیگری است و مكتب آزادپرور اسلام بر اساس كلمه توحيد به پيروان خود درس عزّت نفس و شخصيت داده و به آنان فهمانده كه سجده تنها در پيشگاه ذات اقدس الهى، خالق عالم و مالك حقيقى جهان هستى شايسته است. مسلمان هيچ وقت و در هيچ شرايطى حق ندارد غير خدا را سجده كند و گوهر ارزنده ايمان و عزّت نفس خويش را با چيزى معامله كند.
از حضرت صادق٧ سوال شد آيا غير خدا کسی براى سجده شايستگى دارد؟ حضرت فرمود: نه. گفته شد: پس چگونه خداوند فرشتگان را به سجده آدم امر فرمود؟
حضرت فرمود: كسى كه غير خدا را به امر خدا سجده كند در واقع خدا را سجده كرده است و سجده فرشتگان بر آدم، چون به دستور خدا بود در حقیقت آنان خدا را