جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٤ - ١٠ بندگی خدا و عروج به ملکوت آسمانها
سلامتی و آسوده خاطر سر از خواب برداشتیم ولی شبانگاهان همه در آتش افتادیم! دریایی از آتش که کوههای آتش در آن موج میزد. حضرت عیسی پرسید: به چه جهت به این عذاب گرفتار شدید؟
او در جواب گفت: محبّت دنیا و اطاعت از طاغوت ما را چنین گرفتار کرد. حضرت عیسی پرسید: چه اندازه به دنیا علاقه داشتید؟ گفت: همانند علاقه کودک شیرخوار به پستان مادر به طوری که هر وقت دنیا به ما روی میآورد خوشحال میشدیم و هر گاه روی برمیگرداند غمگین میگشتیم.
حضرت عیسی پرسید: چطور از طاغوت اطاعت میکردید؟ در جواب گفت: در مقابل منکرات بیتفاوت بودیم و هر آنچه اهل معصیت انجام میدادند ما هم از آنان بیچون و چرا پیروی میکردیم «بدین جهت گویا عبادت آنان را میکردیم.» [١]
٧. دستگیری خداوند از بنده خود در قعر چاه
برادران يوسف٧ چون تصمیم گرفتند که یوسف را در چاه بیفکنند، پيراهن او را از تن بيرون آوردند. یوسف هر چه میگفت: پيراهن را در بدن من بگذاريد تا خود را بپوشانم آنان در جواب به تمسخر میگفتند: خورشيد و ماه و يازده ستاره را بخوان تا همدم و يار تو باشند «اشاره میکردند به خواب حضرت یوسف» در اين وقت او را بوسیله طنابی در چاه آويزان كردند و چون به وسط چاه رسيد به قعر چاه رهايش كردند تا بدين ترتيب بميرد، ولى چون در چاه، آب بود، در آب افتاد و سپس به سنگى كه در آنجا بود خود را منتقل کرد و روى آن ايستاد.
بعضى گفتهاند: چاه براى او روشن شد و آب آن شيرين شد به طورى كه از آب و نان بىنياز شد بعضى گفتهاند: آب چاه تيره بود ولى يوسف كه در آن افتاد زلال و
[١].[١٧] بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر، ط دار الاحیاء التراث، ج ١٤، ص ٣٢٢.