جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٥٥ - ٢٥ بار جاهلان بر دوش عالمان در صورت ترک نهی از منکر
٢١. نهى از شوخی بیجا و بیمورد با نامحرم
ابوبصير میگويد: در كوفه به زنى تعلیم قرآن میدادم يك بار اتفاقی با او شوخى كردم! بعد از مدّتى كه خدمت امام باقر٧ رسيدم، آن حضرت من را سرزنش نمود و فرمود: كسى كه در خلوت مرتكب گناه شود، خداوند به او نظر لطف نكند چه سخنى به آن زن گفتى؟ من از روى شرم سر به زیر افكنده و توبه كردم. امام باقر فرمود: شوخى با زن نامحرم را تكرار نكن. [١]
٢٢. نجات فرد با تذکّری مفید و مختصر
معاوية بن وهب میگويد: براى انجام حج به سوى مكّه رفتم. همراه ما پيرمردی اهل عبادت بود. ولى شيعه نبود و نماز خود را در سفر طبق فتواى اهلسنت کامل میخواند نه شکسته، برادر زادهاش كه شيعه بود نيز همراه ما بود. در مسير راه، آن پير مرد، بيمار شد و در بستر مرگ افتاد. من به برادر زادهاش گفتم: ای كاش مذهب شيعه جعفری را به عمويت عرضه میداشتی، شايد سبب هدایت وی گردد.
همه حاضران گفتند: الآن دیگر وقتش نیست او را در این حال به خود واگذار کنيد ولى برادر زادهاش تاب نياورد و به عمويش گفت: برخی از مردم بعد رسول خداﷺ مرتد و منحرف از دین شدند مگر چند نفر اندك، اطاعت از على٧ همانند اطاعت از رسول خدا است و حق اطاعت از آن على است. پيرمرد نفسى از سویدای دل کشيد و گفت: من هم همين عقيده را دارم سپس مرد.
بعد از این جریان به حضور امام صادق٧ رفتيم، يكى از ما جريان را به عرض آن حضرت رسانيد، امام صادق فرمود: آن مرد اهل بهشت است. يكى از حاضران گفت: او که از مذهب شيعه هيچ شناختى نداشت، غير از همان لحظه آخر عمر؟
[١].[٤٢٤] بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر، ط بيروت، ج ٤٦، ص ٢٤٧.