جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٤٨ - ١١ اقتدا کنندگان به رسول الله به منزله برادران آن حضرت
خداوند منّان خواست، خداوند نیز دعای یونس را پذیرفت و او را نجات داد. [١]
٢. ساده زیستی و ایثار در سیره رسول اللهﷺ
پیراهن پیغمبرﷺ کهنه شده بود آن حضرت دوازده درهم به حضرت علی٧ داد تا از بازار پیراهنی بخرد، حضرت علی با تمام آن پول پیراهنی را خرید وقتی خدمت پیغمبر آورد، پیغمبر فرمود: این لباس پر بهاست. پیراهن ارزانتر برای من بهتر است، اگر ممکن است آن را پس بده و پیراهن ارزانتری خریداری کن.
حضرت علی پیش آن مرد رفت و فرمود: این پیراهن برای پیغمبر پر بهاست و پیراهنی ارزانتر از این میخواهد، صاحب لباس راضی شد دوازده درهم را رد کرد. حضرت پول را آورد و به همراه پیغمبر راهی بازار شدند. در بین راه به کنیزی برخورد کردند که در گوشهای نشسته و گریه میکرد، سبب گریهاش را پرسیدند. گفت: یا رسول الله من را برای خرید به همراه چهار درهم به بازار فرستادند در مسیر راه پولم را گم کردم.
پیغمبر چهار درهم از دوازده درهم را به او داد و به بازار رفت و پیراهنی به چهار درهم خریداری کرد در بازگشت مرد مستمندی از ایشان تقاضای لباس کرد. همان پیراهن را به او دادند، دوباره به همراه حضرت علی به بازار برگشته و با چهار درهم باقیمانده پیراهن دیگری را خریدند.
در برگشت به کنیز رسیده و دیدند هنوز گریان است، پیغمبر فرمود: برای چه گریه میکنی؟ گفت: دیر شده میترسم مولایم من را تنبیه کند. حضرت به همراه او به خانه مولایش رفتند و تقاضای بخشش او را کردند. صاحب کنیز گفت: چون شما تشریف آوردید به برکت شما او را بخشیده و آزاد کردم. آنگاه پیغمبر فرمود: دوازده درهمیندیدم که این قدر خیر و برکت داشته باشد دو نفر برهنه را پوشانید و کنیزی
[١].[٥٥٢] بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر، ط دار الاحیاء التراث، ج ١٦، ص ٢١٧.