جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٠٩ - ٢٠ امیر کلام و ایراد خطبه بىالف و بینقطه
مأمون بعد از این استدلال قرآنی، به حاضرین گفت: اکنون فهمیدم که شرح این آیات، تنها در نزد معدن نبوّت و اهلبیت عصمت و طهارت است. [١]
١٢. فضیلت اهلبیت b به اقرار دشمنان
جعفر بن محمّد بن اشعث از خاندانى بود كه دشمنى آنها با خاندان نبوت، معروف بود و مردم آنها را به اين عنوان میشناختند، ولى جعفر و خاندانش به یکباره شيعه شدند، راز آن به بیان جعفر چنین است: منصور دوانيقى «دومين خليفه عباسى» روزى به پدرم محمّد بن اشعث گفت: يك نفر انديشمند و با هوش براى من پيدا كن تا مأموريت خطيرى را به او واگذار كنم. پدرم گفت: چنين شخصى را يافتهام، او ابن مهاجر دایى من است.
منصور گفت: او را نزد من بياور. پدرم، او را نزد منصور برد. منصور به او گفت: اين پول را بگير و به مدينه نزد عبدالله بن حسن و خاندان او خصوصاً جعفر بن محمّد «امام صادق٧» برو، پول را به هر يك از آنها بده و بگو: من مرد غريبی از اهل خراسان هستم و گروهى از شيعيان شما در خراسان اين پول را براى شما فرستاده و درخواست کردهاند که بر ضد حکومت قيام كنيد.
وقتى پول را گرفتند، به آنها بگو: من واسطه رساندن پول هستم، دوست دارم با دست خط خود، رسید آن را هم به من بدهید «با این کار میخواستند از اهلبیت b اقرار و سندی بر مخالفت با حکومت گرفته و به این بهانه آنها را زندانی یا به قتل برسانند.»
ابن مهاجر، پولها را گرفت و به سوى مدينه رهسپار شد و بعد از مدتی نزد منصور بازگشت. پدرم محمّد بن اشعث نزد منصور بود. منصور به ابن مهاجر گفت:
[١].[٦٧٧] تفسیر صافی،ج ٤ ص ٢٠٢.