جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤١١ - ٢٨ رسول الله٦٥٠١٨ و سپس امیرمؤمنان علی
١٣. من پسر ابراهيم خليل الله هستم
منصور دوانيقى، دومين طاغوت عباسى همواره به امام صادق٧ آزار میرسانيد از جمله به حاكم خود در مدينه به نام زيد بن حسين پيام داده بود كه خانه امام صادق را بسوزاند. حاكم اين دستور را اجرا كرد و خانه حضرت را آتش زد به طورى كه شعلههاى آن به در خانه و راهرو آن رسید. امام صادق بيرون آمد و به درون آتش رفت و در حالى كه در ميان آتش قدم میزد، میفرمود: (أَنَا اِبْنُ أَعْرَاقِ اَلثَّرَى أَنَا اِبْنُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اَللَّهِ) من پسر ريشههاى زمين و پسر ابراهيم خليل الله هستم. [١]
١٤. نماز پرشكوهی كه ناتمام رها شد!
روز عيد قربان مأمون به امام رضا٧ پيام داد كه براى نماز عيد آماده شود و نماز و خطبه آن را بخواند. امام رضا به مأمون پيام داد، آیا به شرطى كه در مورد ولايتعهدى بين من و تو بود، آگاه هستى؟ «مأمون طبق آن توافق باید حضرت را از خواندن نماز عيد و خطبه كه از شئون حكومت است، معاف میداشت» مأمون گفت: من میخواهم با اين كار، مردم فضایل و كمالات شما را بشناسند. حضرت رضا مجدّد از مأمون خواست كه آن حضرت را معاف کند، ولى مأمون با اصرار و پافشارى گفت: بايد نماز عيد را شما اقامه كنيد.
سرانجام حضرت رضا به مأمون پيغام داد كه اگر بنا است من نماز بخوانم، به روش رسول اللهﷺ و اميرمؤمنان٧ نماز میخوانم «نه به روش خلفا» مأمون گفت: هرگونه که میخواهید بخوانید. آن گاه مأمون دستور داد تمام مردم صبح زود به درب خانه امام رضا٧ اجتماع كنند.
سرداران و سپاهيان در خانه امام و اطراف آن اجتماع كردند، مردم از بزرگ و
[١] . اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ط الاسلامية، ج ١ ص ٤٧٣.