جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٢٢ - ٢٥ استمداد از خداوند در حال اضطراب
محل متواری شدند.
پنج روز بعد چوپانی که در حال عبور دادن گله گوسفند از حوالی این چاه بود، متوجه شد که سگِ گلّه با پارسهای متعدد در کنار دهانه چاه، از صاحب خود میخواهد تا به این محل نزدیک شود، چوپان وقتی به دهانه چاه رسید صدای ضعیفی را شنید که در انتهای چاه از او درخواست کمک میکرد.
چوپان به وسیله رانندگان عبوری موضوع را به پلیسِراه، گزارش داد و چند دقیقه بعد ماموران امدادی عازم محل شدند و پس از دو ساعت تلاش، موفّق شدند پیکر نیمه جان راننده مجروح را از چاه خارج کرده و به بیمارستان منتقل کنند.
مرد جوان بعد از بهبود، در شرح حادثه میگوید: پس از آن که سارقان من را به چاه انداختند، بیهوش شدم. هر روز با مشاهده نور و تاریکی از خداوند میخواستم تا وسیله نجاتی برای من فراهم کند.
در آخرین لحظهها در حالی که دیگر رمقی نداشتم، صدای پارس سگی را شنیدم و با تمام توانی که برایم باقی مانده بود، فریاد کشیدم و زمانی که صدای چوپان را شنیدم خدا را شکر کردم که بار دیگر به من فرصت داد تا دوباره به زندگی باز گردم. [١]
٢٣. شیر دادن بچه توسّط حیوان به امر الهی
آیه الله دستغیب مینویسد: در سفری که به فیروزآباد رفته بودم دو نفر از خوبان آن محل نقل کردند: چوپان فقیری بود که همسرش پس از وضع حمل از دنیا رفت. چوپان چون نتوانست پرستاری برای فرزند خود پیدا کند، به ناچار بچه را در پارچهای پیچید و همراه خود به صحرا برد، بچه را زیر درختی گذاشت و بدنبال
[١].[٣٨٥] روزنامه جام جم، ٢٧/٨/٨١.