جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٧٩ - ٣ چه کسی تو را از چاه رهایی بخشید؟
روز سوّم پولی نديد، ناراحت شد و تبر برگرفت تا درخت را قطع كند.
شيطان در راهش آمد و گفت: به كجا میروى؟ گفت: میروم درخت را قطع كنم، گفت: هرگز نمیگذارم و بعد از قدری جدال، با عابد گلاويز شد و عابد را روى زمين انداخت و گفت: بازگرد و گرنه سرت را از تن جدا میكنم. عابد گفت: من را رها كن تا بروم؛ ولی بگو: چرا آن دفعه من نيرومندتر بودم؟ ابليس گفت: زیرا تو در ابتدا براى خدا و با اخلاص قصد قطع درخت را داشتى، لذا خدا تو را بر من مسلط كرد. ولی اين بار براى خود و دينار خشمگين شدى و من بر تو مسلط شدم. [١]
٥٠. دعوت به معروف با عمل به دستورات دین
در آيين اسلام، احترام به دیگران منحصر به فرد مسلمانان نيست اگر چه نسبت به مسلمانان و صاحبان کمال و تقوی سفارش بیشتری شده است ولی احترام به عموم مردم حتی غير مسلمان هم در اسلام امر پسنديدهای است.
امام على٧در زمان حكومت خود در خارج كوفه با مردی یهودی همراه شد او که آن حضرت را نمیشناخت، پرسيد: قصد كجا دارید؟ حضرت فرمود: كوفه میروم سر دو راهى كه رسيدند، آن مرد از حضرت جدا شد و به راه خود رفت. چند قدمی نرفته بود كه برخلاف انتظار مشاهده كرد که مسافر كوفه «امام علی» راه خود را ترك گفته و به راه او میآيد. او پرسيد: مگر قصد كوفه نداشتید؟ حضرت فرمود: چرا! گفت: راه كوفه که آن طرف است پس چرا از راه خود منحرف شدید؟
حضرت فرمود: میدانم! ولی براى اين كه مصاحبت و همراهی ما به خوبى پايان پذيرد، لازم است در موقع جدا شدن از رفيق راه، چند قدمی او را بدرقه نمود. اين عملی است كه پيامبر گرامىﷺ به ما آموخته است. (هَذَا مِنْ تَمَامِ حُسْنِ الصُّحْبَةِ أَنْ
[١].[٤٤٧] زهر الربیع، ج ٢، ص ٧٤.