جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٦٢ - ٥٠ مسولیّت مسلمانان نسبت به محبّت اهلبیتb
میشود بر زبان آورد و فرمود:
به خدا قسم كه در تفسیر کلام ما بیانصافى كردهاند. ما خودمان مسئول اعمالمان هستيم، چگونه از شيعيان ما رفع تكليف شده باشد؟! مراد من از این کلام این بوده که وقتى امام خود را شناختى هر چه خواهى عمل خير بجا آور كه از تو مقبول و پذیرفته است. [١]
اما روايت (حُبُّ عَلِیٍّ حَسَنَةٌ لَا یَضُرُّ مَعَهَا سَیِّئَةٌ وَ بُغْضُ عَلِیٍّ سَیِّئَةٌ لَا یَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة) [٢]بايد ديد چه تفسيرى دارد؟ يكى از علماى بزرگ گويا وحيد بهبهانى، اين حديث را به گونهاى خاص تفسير كرده است.
ايشان میفرمايد: معناى حديث اين است كه اگر محبّت تو به على٧ راستين باشد هيچ گناهى به انسان صدمه نمیزند؛ يعنى اگر محبّت على٧ كه نمونه كامل انسانيّت و طاعت و عبوديّت و اخلاق است از روى صدق باشد مانع ارتكاب گناه گردد؛ مانند واكسنى كه مصونيّت ايجاد میكند و نمیگذارد بيمارى در شخص واكسينه شده راه يابد.
محبّت پيشوايى مانند على كه مجسّمه تقوا است آدمی را شيفته رفتار على میكند فكر گناه را از سر او بدر میبرد، البته به شرطى كه محبّتش صادقانه باشد. كسى كه على را بشناسد تقواى او را بشناسد سوز و گداز او را بداند، نالههاى نيمه شبش را بداند و به علی عشق بورزد، این عشق اگر حقیقی باشد اقتضا دارد كه در عمل به آن حضرت اقتدا كند. هر محبّى به خواسته محبوبش احترام میگزارد و فرمان او را گرامی میدارد.
فرمانبردارى از محبوب لازمه محبّ صادق است، بنابراین اختصاص به على
[١]. مجموعة ورّام ،ج۲ ص۱۶۰.
[٢].[٧٥٠] إرشاد القلوب، ١٧. دیلمى، حسن، ج ۲ ص ۲۳۴.