جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٩٠ - ٢٥ ایثار و نزول آیه هل اتی
من در نزد او از فشار قبر ياد كردم، او گفت: واى از ناتوانى، من ضامن شدم كه خداوند او را از عذاب قبر نگه بدارد، از اين رو او را با پيراهن خود، كفن كردم و در قبرش خوابيدم و سر به گوشش نهادم و آنچه را از او میپرسيدند، به او تلقين كردم، وقتى از او پرسيدند: پروردگارت كيست؟ جواب درست داد. وقتى از او پرسيدند: پيغمبرت كيست؟ جواب درست داد. وقتى از او پرسيدند: امامت كيست؟ زبانش به لكنت افتاد، من به او گفتم: «پسرت، پسرت، پسرت.»[١]
٨. نمونهای از ایثار صحابه رسول اللهﷺ
برای يكى از اصحاب پيامبر اكرمﷺ سره گوسفند بريانی «کلّه پاچه» را هدیه آوردند آن مرد با خود گفت: فلان برادرم و عيالش به اين غذا از من محتاجترند؛ آن را براى برادرش فرستاد. او نيز به گمان احتياج بيشتر برادر دینی دیگر خود به او اهدا نمود. خلاصه سره گوسفند، هفت دور چرخيد و سرانجام به منزل مرد صحابى يعنى همان مرد اول برگشت. البته اين چند نفر مسلمان نياز فورى به آن غذا نداشتند ولى با اين عمل مراتب ايثار و تفضل آنان نسبت به يكديگر روشن گرديد.[٢]
٩. نمونهای از ایثار امیرمؤمنان على٧
امیرمؤمنان على٧ با غلامش، قنبر براى خريد پيراهن وارد بازار كوفه شدند، حضرت به جوان لباس فروشی رسيد كه سرگرم خريد و فروش بود، از او دو پيراهن، يكى را به سه درهم و ديگرى را به دو درهم خريداری کرد. سپس به قنبر فرمود: پيراهن سه درهمی را تو بپوش! قنبر عرض كرد: سرور من! پيراهن سه درهمی بر اندام شما سزاوارتر است زيرا شما به منبر میرويد و مردم را موعظه میكنيد. لباس وزين
[١] بحار الأنوار، مجلسی، ط دار الاحیاء التراث، ج ١٤ ص١٩٨، . اصول کافی ترجمه کمرهای ج ۳,ص۳۰۳.
[٢] مستدرك الوسايل، ج ٧، ص ٢١٢.