جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٥٣٥ - فهرست تفصیلی
٣١. ايمان ظاهرى و عاریهای
عيسى شَلمقانى میگوید: روزى خدمت امام صادق٧ رسیدم تا درباره شخصى به نام ابوالخطّاب سؤالاتی را مطرح كنم. داخل منزل حضرت شدم و سلام كردم، امام فرمود: اى عيسى! چرا نزد فرزندم موسى كاظم نمیروى تا آنچه را كه میخواهى از او سؤال كنى؟
! من ديگر سخنى نگفتم و به دنبال حضرت كاظم روانه گشتم و او را در مكتبخانه يافتم، مدادى در دست داشت چون چشم آن حضرت به من افتاد، فرمود: اى عيسى! خداوند متعال در عالم ذر از تمامی پيغمبران و خلايق، بر نبوّت حضرت محمّد و نيز خلافت جانشينان آن حضرت عهد و ميثاق گرفت تا همگان نسبت به آن وفادار و ثابت قدم باشند.
ليكن عدّهاى از افراد، ايمانشان ثابت و استوار نبود، بلكه ايمان آنها عاريهای و ظاهرى بود، ابوالخطّاب نيز از جمله همين افراد است. عيسى شلمقانى میگويد: چون از آن كودك، چنين سخن بزرگی را شنيدم، خصوصاً كه از نيّت و قصد درونى من آگاه بود، بسيار خوشحال شدم و آن حضرت را در آغوش گرفته و پيشانى او را بوسيدم پس از آن نزد امام صادق بازگشته و جريان را بازگو كردم و گفتم: همانا او حجّت خدا و خليفه بر حقّ رسول اللّهﷺ است. امام صادق فرمود: هر سؤالى که داشتى، از فرزندم سؤال کن تا تو را پاسخ كافى و كامل دهد. [١]
٣٢. توصیف مرگ مؤمن و كافر
امام کاظم٧ به بالين يكى از دوستانش در حال جان كندن رسید، حالش به گونهاى بود كه به سؤال هيچكس پاسخ نمیداد. مردم به آن حضرت عرض كردند:
[١].[٨٤٩] إثبات الهداة، شیخ حر عاملی، محمد بن حسن ج ٣، ص ١٥٨، ح ١٢