جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٤٩ - ١٩ احیای فریضه امر به معروف در مراسم پرشکوهِ حج
این که به او تذکّر دهند و ضمناً شخصیت او هم حفظ شود، در مورد کیفیت وضو با هم بحث و گفتگو نمودند و بدينگونه توجه پيرمرد را به خود جلب نموده و گفتند:
هر يك از ما وضو میگيريم و تو داورى کن که وضوی کدامیک از ما صحیح است. پس از آنكه هر دو وضو گرفتند، پيرمرد كه متوجه اشتباه خود شده بود، گفت: وضوى شما درست است ليكن وضوی منِ پيرمرد نادان درست نیست و اكنون آن را از شما آموختم و به بركت دلسوزى شما بر امت جد بزرگوارتان، به اشتباهم پی بردم.[١]
١٨. ایستادگی امام حسین٧ در مقابل بزرگترین منکرات اجتماعی
بعد از مردن معاويه فرزندش يزيد در نامه به حاكم مدينه نوشت: از مردم براى من بيعت بگير. یزید میدانست كه مدينه مركز است و چشم همه به آنجا دوخته شده است از این رو در نامه خود نوشت: ضمناً حسين بن على را دعوت کن و از او هم حتماً بيعت بگير و اگر بيعت نكرد سرش را برایم بفرست.
حاكم مدينه امام حسین٧ را خواست، در آن هنگام امام همراه عبداللّه بن زبير در مسجد پيغمبر بودند. مامور حاكم از هر دو دعوت كرد پيش حاكم بروند و گفت: حاكم صحبتى با شما دارد. آن دو پاسخ دادند: تو برو ما میآييم. عبداللّه به امام عرض كرد: به نظر شما چرا حاكم ما را خواسته است؟ امام فرمود: فكر میكنم فرعون اينها یعنی یزید مرده و ما را براى بيعت میخوانند. عبداللّه گفت: درست حدس زديد.
امام آماده شد تا نزد حاكم برود عدهاى از جوانان بنىهاشم را هم همراه خود برد و به آنان گفت: شما بيرون بايستيد، اگر فرياد من بلند شد بر مجلس داخل شوید ولى تا صداى من بلند نشده در همين جا بمانيد و از داخل شدن خوددارى كنيد.
[١].[٤٢٠] بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر، ط دار الاحیاء التراث، ج ٤٣، ص ٣١٩.