جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٣٦ - ١٢ امام زمان f و مرد قفل ساز
نکته: در مقابل این رفتار رسول الله، داستان معروف و مشهوری از رضا شاهِ قُلدر نقل شده که رضا شاه با لباس مبدّل به نانوایی میرود و از نانوا درخواست نان میکند. نانوا که سر شب کمی پخته بود و بقیه نانها را آزاد فروخته بود رضا شاه را نشناخت و از روی تمسخر به او میگوید: برو از رضاشاه نان بگیر. همان لحظه رضا شاه دستور میدهد که او را در تنور بیندازند تا عبرت برای نانواهای دیگر شود.
برخی این جریان را به عنوان مدح و فضیلت رضا شاه ذکر کردهاند که بخاطر اصلاح امور مردم در فروش آزاد نان و یا گرانفروشی و یا به جهت این که نانواهای دیگر نان خمیر به مردم ندهند، رضاشاه با او چنین رفتار کرده است ولی چنین رفتاری قطعاً کار ظالمانه و به دور از انصاف بوده است زیرا جریمه این نانوا قطعاً قتل او نبوده است و لازم نبوده که برای عبرت دیگران این فرد بیچاره در تنور آتش افتاده شود.[١]
٤. دفاع فرزند حاتم از مجسمه عدل و انصاف امیرمؤمنان علی٧
عدى فرزند حاتم طائىِ معروف، از محبّين امیرمؤمنان علی٧ بود او در سال دهم هجرى مسلمان شد و هميشه در خدمت امام علی بود و در جنگ جمل و صفين و نهروان هم همراه آن حضرت بود. در جنگ جمل يك چشم او مجروح و سپس نابينا گشت. روزی به جهت كارى وارد بر معاويه شد، معاويه به عنوان شماتت به او گفت: چرا پسران خود را نياوردى؟
او گفت: در ركاب امیرمؤمنان علی٧ كشته شدند، معاويه به عنوان شماتت و بدگویی از علی گفت: على در حق تو انصاف را رعایت نکرد كه فرزندان تو را به كشتن داد و فرزندان خود را باقى گذاشت! عدى در جواب گفت: من با على به انصاف رفتار نکردم كه او شهید شد ولی من زنده ماندم، اى معاويه هنوز خشم از تو در سينههاى ما وجود دارد بدان كه مرگ بر ما آسانتر است از اين كه سخنى ناگوار
[١].[٥٣٧] کریم،کریم است، مؤلفان: سعید آجرپز، النا بیلان، زندگینامه حاج کریم مردانی.