جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٦١ - ١١ خيانت و عذاب وجدان
هنگامی كه علی بن اسماعيل وارد بغداد شد و نزد يحيی برمكی رفت، يحيی برمكی او را به حضور هارون الرّشيد برد و هارون در رابطه با موسی بن جعفر مطالبی از علی بن اسماعيل پرسيد. او در عوض همه خوبیهای که آن حضرت به او کرده بود، خیانت کرد و در جواب هارون گفت: از تمام شهرها اموال بسياری برای موسیبنجعفر میآورند تا حدّى كه چندين خانه در شهر مدينه خريدارى كرده است آن قدر نزد هارون بر عليه آن حضرت سخن چينى كرد و ناروا گفت تا هارون دستور جلب و زندانى شدن حضرت را صادر كرد و در نهايت موسیبنجعفر به دستور هارون زندانى شد و شهيد گرديد.[١]
٨. جزای خیانت ام فضل به امام جواد٧
معتصم عباسی امام جواد٧ را از مدینه به بغداد آورد. آن حضرت وقتی وارد بغداد شد معتصم، بواسطه فردی با ام فضل، همسر آن حضرت تماس گرفت و او را با وعده و وعید واداشت که حضرت را مسموم کند.
ام الفضل به وسیله انگور آن بزرگوار را مسموم کرد. اثر زهر تا در بدن مبارک حضرت ظاهر شد. از کرده خود پشیمان گشت و گریه و زاری میکرد ولی دیگر چارهای نداشت.
امام به او فرمود: اکنون که من را مسموم کردی، گریه میکنی؟ خداوند تو را به فقر و بلایی مبتلا کند که قابل درمان نباشد. وقتی امام جواد به شهادت رسید، معتصم ام الفضل را به حرم سرای خویش برد در همان روزها غدهای در بدن او پیدا شد هر چه پزشکان مداوا کردند، فایدهای نداشت.
[١]. غیبة شیخ طوسی، ص ٢١، إثبات الهداة، شیخ حر عاملی، ، ج ٣، ص ١٧٦.