جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٤٧ - ٣٨ محبّ صادق
حضرت فرمود: اين موضوع را از كجا و چگونه دانستى؟ گفت: چون خلافت مسلمانان در دست تو بود و آن را رهاكردى و به اين ظالم متجاوز يعنى معاويه سپردى كه روش و سيرهاش خلاف دستور الهى است. حضرت فرمود: دقّت كن تا برايت توضيح دهم: از پدرم علىبن ابیطالب٧ شنيدم که به نقل از رسول خداﷺ فرمود: روزگار سپرى نمیگردد مگر آن كه شخصى پرخور و بىباك بر اين امّت ولايت كند؛ او معاويه است.
بعد از قدری صحبت در این موضوع آن شخص از امام مجتبى٧ پرسيد: محبّت شما اهل بيت b چه أثر و فایدهای دارد؟ حضرت فرمود: به خدا قسم! محبّت ما در تمام حالات سودمند است اگر چه ما اسير دست ظالمان باشيم. محبّت ما سبب آمرزش گناهان گردد؛ همانطور كه باد در فصل پایيز موجب ريزش برگ درختان گردد. (إِنّ حُبّنَا لَتُسَاقِطُ الذّنُوبَ كَمَا تُسَاقِطُ الرّيحُ الْوَرَقَ) [١]
٢٢. جریان تولّد سيد حميرى، عاشقِ دلباخته اهلبيتb
در يكى از سالها، امام حسن مجتبى٧ پياده از مدينه به مكّه رهسپار شد، به طورى كه پاهای آن حضرت آبله زد، يكى از خدمتكاران عرض كرد: سوار اسب شوید تا این مریضی رفع شود. حضرت فرمود: نه، وقتى به استراحتگاه بعدى رسيديم، مرد سياه پوستى نزد تو آيد و روغنى همراه دارد، تو آن روغن را از او بخر و در قیمت با او چانه نزن.
خدمتكار عرض کرد: پدر و مادرم به قربانت ما تا بحال به هيچ استراحتگاه وارد نشدیم كه به دوا فروشی برخورد كنيم. امام حسن فرمود: آن مرد در نزديك استراحتگاه بعد است. حدود دو كيلومتر از آنجا گذشتند، ناگاه آن سياه پوست
[١]. احقاق الحق و اِزْهاقُ الباطِل، شوشتری،نور الله، ، ج ١٩، ص ٣٥٥ .