جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٠٤ - ١٥ آشنایى حجّت خدا به تمام لغات و زبانها و علوم
فرمود: اى موسى! تو آنها را نخواهى ديد، زيرا كه اين زمان، زمان ظهور آنها نيست ولی آيا دوست دارى كلامشان را بشنوی؟ موسى عرض كرد: بلى اى معبود من! خداوند ندا داد: اى امت محمّد! همگى پاسخ گفتند: (لَبَّیكَ الّلهُمَّ لَبَّیكَ، لَبَّیكَ لاشَریكَ لَكَ لَبَّیكَ، إنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلكَ، لاشَریكَ لَكَ لَبَّیكَ) رسول خدا بعد از نقل این داستان فرمود: خداوند اين اجابت امت من را شعار حج قرار داد. [١]
١٠. اهلبیت b در قضیه مباهله
یکی از شهرهای حجاز شهری است بنام نجران که در مرز یمن قرار دارد و در صدر اسلام، اهل آنجا با آیین نصرانیّت میزیستند، در سال دهم هجرت، پیامبر اکرمﷺ توسّط خالد بن ولید اهالی آن منطقه را به اسلام دعوت فرمود و گروه بسیاری مسلمان شدند، ولی بقیه در دین نصرانیّت باقی ماندند.
به دنبال آن پيامبر اکرم نامهای به روحانیون بزرگ نصارای نجران نوشت به این مضمون: بنام خداوند، یگانه، خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب، من شما را از پرستش بندگان، به پرستش خدای یکتا دعوت میکنم، مسلمان شوید! و اگر اسلام نشوید، باید جزیه بدهید و الاّ با شما جنگ میکنم.
آنان، بعد از رسیدن نامه پیامبر به هراس افتاده و با هیئت چهارده نفری، به سرپرستی شخصی بنام رحبیل به مدینه آمدند. هیئت روحانیون اعزامی از نجران، وارد مدینه شده و مستقیماً به محضر پیامبرﷺ در مسجد، حاضر شدند و گفتند: کار شما در دعوت بسوی خدا چیست؟
پیامبر فرمود: من مردم را دعوت میکنم به یکتایی خدا، من هم پیامبر خدا هستم، عیسی بن مریم نیز بنده و مخلوق خدا بوده است، غذا میخورده، آب
[١].[٦٧٠] من لا یحضر، شیخ صدوق، محمّد بن علىبن بابویه، ج ٢، ص ٣٢٧، حدیث ٢٥٨٦.