جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٨٩ - ٢٤ پاداش ایثار و از خود گذشتگی
٧. احترام و تجليل فوق العاده پیامبر اکرمﷺ از مادری ایثارگر
روزى پیامبر اکرمﷺ نشسته بود، ناگاه ديد على٧ گريان به حضور آن حضرت رسید. پیامبر پرسید: چرا گريه میكنى؟ على گفت: مادرم فاطمه بنت اسد h از دنيا رفته است. پیامبر فرمود: به خدا قسم او مادر من هم بود.
آن گاه پیامبر با شتاب كنار جنازه فاطمه h آمد با حال گريه به بانوان دستور داد كه جنازه او را غسل دهند و بعد از غسل به آن حضرت خبر دهند. آنها بعد از غسل، پیامبر را آگاه كردند. رسول خدا پيراهن زيرین خود را به يكى از بانوان داد تا آن را كفن او كند سپس خود حضرت زير جنازه را گرفت و آن را به كنار قبر نهاد و خود داخل قبر شد و در آن دراز كشيد.
سپس برخاست و جنازه را با دست خود در ميان قبر گذاشت. آن گاه سرش را به داخل قبر خم كرد و مدّتى طولانى سر به نزدیک گوش فاطمهh نهاد. حاضرین شنيدند که میفرمود: «پسرت، پسرت، پسرت» سپس از قبر بيرون آمد و قبر را با دست مبارك پوشانيد، آن گاه خود را در کنار قبر انداخت، شنيدند که میگويد: (لا إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَوْدِعُهَا إِيَّاكَ) معبودى جز خداى يگانه نيست، خدايا من فاطمه را به تو میسپارم.
مسلمانان بعداً از رسول خدا سوال کردند: شما را ديديم، در تجهیز فاطمه كارهایى كردید كه قبلا برای هيچكس چنين نکرده بودید. پیامبر اکرم در پاسخ فرمود: امروز من مهربانى ابوطالب را كه توسّط فاطمه ادامه داشت از دست دادم. او زن فداکاری بود اگر چيز خوبى «از لباس یا غذا» در اختیار فاطمه بود من را بر خود و فرزندانش مقدم میداشت. روزی من از قيامت ياد كردم و گفتم: مردم در آن روز برهنه محشور میشوند، او گفت: واى از اين رسوایى، آن روز من برای او ضامن شدم كه خداوند او را با لباس، محشور كند.