جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٧٠ - ٤٠ نور ولایت در قبر و قیامت در پرتوی اقتدای به امامان معصوم
سپس امام اشاره به سينه خود نمود و فرمود: همانا ولايت ما از هر چيزى مهمتر و بلكه اساس و بنيان هر چيزى است اى سُدير! اگر آن دو نفر «ابوحنيفه و سفيان ثورى» نبودند و مردم را به گرد خود جمع نكرده و به بیراهه منحرف نکرده بودند؛ ما در اين سفر حجّ، فرصت مناسبى میيافتيم، كه مردم را به حقايق دين و منافع دنيا و آخرتشان راهنمايى كنيم و نسبت به تمام امور مادّى و معنوى آگاهشان سازيم. [١]
٣١. الگوهای آسمانی، وارثان کمالات رسول اللهﷺ
يك سال هشام «خليفه وقت» به مكّه آمد در همان سال اتفاقاً امام باقر٧ و فرزندش حضرت صادق٧ نيز به مكّه مشرف شدند. اتفاقاً حضرت باقر در حال سخنرانى بود و میفرمود: سپاس شایسته خداوندى است كه محمّدﷺ را به مقام رسالت برانگيخت و ما را نيز به وسيله آن حضرت امتياز داد، ما برگزيدگان خداوند در ميان مردم و خلفاء او در زمین هستیم، خوشبخت كسى است كه از ما پيروى كند و بدبخت كسى است كه با ما دشمنى و مخالفت ورزد.
برادر هشام اين جريان را به خلیفه خبر داد وى در مكّه متعرض آن حضرت نشد، ولی چون به شام رفت و حضرت باقر به مدينه برگشت، هشام حضرت باقر و حضرت صادق را از مدينه به شام فراخواند.
حضرت صادق نقل میکند: هنگامی كه وارد شام شديم سه روز به ما اجازه ورود ندادند و روز چهارم كه وارد شديم، هشام روى تخت نشسته بود و امراى لشكر غرق در سلاح در اطراف او ايستاده بودند و نشانهاى گذاشته بودند و به طرف آن تير میانداختند تا ببینند چه كسى دقيقتر به هدف میزند. با این رفتار به گمان خودشان میخواستند به آن حضرت بیاعتنایی کنند.
هشام در حال ناراحتى به پدرم امام باقر٧ گفت: شما نيز با بزرگان مملكت در
[١] . اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ط الاسلامية، ج ١، ص ٣٩٢، ح ٣.