جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٩٥ - ٢٥ اگر دوباره محتاج شوم باز هم از خدا میخواهم
خاطر تو با آنها دشمنى كردهام.[١]
١٤. آيا ديدهاى كسى براى رفع گرفتاری به خدا پناه ببرد و نا امید برگردد؟
مقدمه: عبدالله بن زبير، سرسختترین دشمن خاندان رسالت بود، چون پدرش در جنگ جمل كشته شد، میخواست از شيعيان اميرمؤمنان على٧ انتقام بگيرد، او پس از شهادت امام حسين٧ در حجاز، مردم را به سوى خود دعوت كرد، عده زيادى با او بيعت كردند، سرانجام حجاج بن يوسف به دستور عبدالملك او را در مكّه «پس از درگيرى طولانى» كشت، هنگامی كه هنوز حجاج، به جنگ با عبدالله بن زبير نيامده بود، شيعيان ترس آن را داشتند كه عبدالله به آنها آسيب برساند. امام سجاد نيز از این جهت نگران بود، كه مبادا ابن زبير بر حجاز مسلط گردد و به شيعيان و خاندان رسالت ظلم نمايد. پایان مقدمه.
از امام سجاد٧ نقل شده که فرمود: روزى از خانه بيرون آمدم و به ديوار، تكيه دادم، ناگاه مردى كه لباس سفيدی بر تن داشت رسید و به فرمود: چرا غمگین هستید؟ اگر اندوه شما براى رزق و روزی است كه روزى خدا، هر روز به نيكوكار و بدكار میرسد. گفتم: اندوه من براى روزی نيست، زيرا همانگونه كه گفتی روزى به خوب و بد میرسد. گفت: پس اندوه شما براى آخرت است، كه آن هم وعده الهی است و بیشک محقّق خواهد شد. گفتم: اندوه من، براى آن هم نيست، زيرا آخرت همانگونه است كه گفتى.
گفت: پس براى چه اندوهگين هستى؟ گفتم: از فتنه عبدالله بن زبير و وضعى كه مردم دارند نگران هستم. او خنديد و گفت: اى علىبن حسين! آيا ديدهاى كسى به درگاه خدا «براى رفع بلا و گرفتاری...» دعا كند و به اجابت نرسد؟ گفتم: نه. گفت: آيا ديدهاى كسى به خدا توكّل نمايد و خدا امورش را سامان ندهد؟ گفتم: نه. گفت:
[١] . اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ط الاسلامية، ج ٢ ص٥١٣ .