جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٧٥ - ٨٧ بندگی خدا و همنشینی با رسول الله٦٥٠١٨ در قیامت
و نهی از منکر میکرد و حاکم بسیار عصبانی میشد ولی به خاطر مصلحت خود چیزی نمیگفت و تحمل میکرد. روزی وارد مسجد شد، موسیبنجعفر٧ به او اشارهکرد و او را به سوی خود دعوت کرد. و به او فرمود: من به آنچه تو مشغولی «عبادت» خوشحالم ولی مقداری بر معرفت خود بیفزای!
عرض کرد: فدایت شوم، معرفت چیست؟ فرمود: فقه بخوان و حدیث بیاموز. عرض کرد: از چه کسی بیاموزم؟ فرمود: از فقهای مدینه بیاموز و برای من بیان کن. او رفت و احادیثی نوشت و پیش حضرت آورد و آن را خواند، ولی امام آنها را ردّ کرد و فرمود: برو معرفت بیاموز.
او رفت و پیوسته در صدد بود تا معرفت بیاموزد تا این که روزی در بین راه به حضرت برخورد کرد و گفت: فدایت شوم، شما را قسم میدهم که من را راهنمایی کنید. حضرت فرمود: مرادم از کسب معرفت شناخت و پذیرش امام و رهبر مسلمانان، علی٧ و امامان بعد از او یعنی حسن و حسین و علی بن حسین، محمّد بن علی، و جعفر بن محمّدb است!
او گفت: در این زمان چه کسی امام است؟ حضرت فرمود: من امام این زمان هستم. حسن بن عبدالله بعد از بحث و گفتگوی زیاد با امام، اقرار به امامت آن حضرت کرد و بعد از آن پیوسته به عبادت مشغول شد. [١]
٨٤. ثواب عمل به اندازه معرفت و شناخت
شخصی به امام صادق٧ عرض کرد: فلانی در عبادت و دینداری چنین و چنان است «از او تعریف کرد» امام صادق فرمود: عقلش چگونه است؟ عرض کرد: نمیدانم. امام فرمود: (إِنَّ الثَّوَابَ عَلى قَدْرِ الْعَقْلِ) به راستی پاداش عبادات و اعمال
[١] [١١٠]. المحجة البیضاء، ج ۴، ص ۲۷۱.