جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١١٠ - ٨ میانه روی در دعوت به خوبیها
٦. زیادهروی يا كوتاهی در کارها، نشانه فرد جاهل
ربيع بن خثيم معروف به خواجه ربيع از اصحاب امیرمؤمنان على٧ بود، او از زهاد ثمانيه يعنى يكى از هشت زاهد معروف دنيا بشمار میرود وی در زهد و عبادت كارش به جايى رسید كه در اواخر عمر قبرى براى خود آماده كرده بود گاهى از اوقات در آن میخوابيد و خود را موعظه میکرد و میگفت: اى ربيع! يادت نرود عاقبت بايد بيايى اينجا.
او هيچ گاه سخنى غير از ذكر خدا نمیگفت، تنها جملهاى كه غير از ذكر و دعا از او شنيده بودند این بود که وقتى مطلع شد عدهاى حسين بن على٧ فرزند پيغمبر خدا را شهيد كردهاند، در اظهار تاسف از چنين حادثهاى گفت: واى بر اين امت كه فرزند پيغمبرشان را شهيد كردند.
بعدها از اين سخن استغفار کرد و گفت: چرا اين جمله را كه ذكر خدا نبود به زبان آوردم. او بيست سال از عمرش را در عبادت گذرانيد و يك كلمه هم به اصطلاح حرف دنيا نزد در حالى كه در اين فاصله شاهد شهادت سه امام بزرگوار، يعنى امام على٧، امام حسن٧ و امام حسين٧ بود!!
وی در دوران خلافت امیرمؤمنان على٧ جزء سپاهيان آن حضرت بود. يك روز به امام عرض كرد: يا امیرمؤمنان من درباره اين جنگ شك دارم! میترسم اين جنگ شرعى نباشد چون با اهل قبله میجنگيم با مردمی كه مثل ما شهادتين میگويند، مثل ما نماز میخوانند.
از طرفى ربيع خود را شيعه میدانست و نمیخواست صريحا از على كناره گيرى كند، لذا گفت: يا امیرمؤمنان! خواهش میكنم به من كار دیگری غیر از جهاد واگذار كنيد كه در آن شك و شبههای نباشد، من را به ماموريتى بفرستید كه در آن ترديد نباشد. حضرت پذيرفت و او را به يكى از مرزها فرستاد كه اگر جنگى شد طرف مقابلش كفار و غيرمسلمانان باشند!