جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٥٧ - ٤٦ شهادت در راه محبوب
را از میان دانههای فاسد بر میچیند. آنگاه پیروانش به همراه آن بانو به سوی بهشت روان میشوند.
وقتی که بر در بهشت میرسند میایستند از جانب پروردگار ندا میرسد: ای دوستان من! چرا ایستادهاید شما که مورد شفاعت فاطمه قرار گرفتهاید. آنان پاسخ میدهند: پروردگارا! دوست داریم در چنین روزی، ارزش بندگی و محبّت اهلبیت رسالت را ببینیم و مقام ما شناخته شود. ندا میرسد: دوستان من به سوی صحرای محشر بنگرید!
هر کس شما را به خاطر محبّت شما به فاطمه دوست داشته و در راه محبّت شما به فاطمه به شما اطعام و احسانی کرده یا به شما لباسی را پوشانده یا آب گوارایی را داده و از شما دفاع نموده است... آنان را به همراه خود داخل بهشت نمایید. [١]
٣٤. محبّتی که وسیله نجات شد
مردی از شام به مدینه خدمت امام باقر٧ رسید و عرض کرد: محبّت شما من را به این مجلس آورد، چون شما را مردی فصیح و دارای فنون و فضایل و آداب پسندیده یافتم، به مجلست آمدم ولی میدانم دستور خدا و رسول در دشمنی با شماست.
امام باقر بدون این که با مرد شامی مجادله کند با خوشرویی و گرمی به او فرمود: هیچ چیز از خدا پنهان نیست. پس از چند روز مرد شامی مریض شد و مریضیش شدت یافت، آنگاه یکی از دوستان خود را طلبید و گفت: هنگامی که من از دنیا رفتم، برو خدمت محمّد بن علی «امام باقر» و درخواست کن بر من نماز بگزارد. به او بگو: این سفارش را قبل از مرگ کردهام.
[١].[٧٤٣] بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر، ط دار الاحیاء التراث، ج ٨، ص ٥١.