جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤١٠ - ٢٢ تسليم در مقابل حوادث
تعريف كن، چه خبر؟ ابن مهاجر گفت: من پولها را به مدينه بردم و به هر يك از خاندان اهل بيت مبلغى را دادم و از همه رسيد دریافت کرده و آوردم، غير از جعفر بن محمّد «امام صادق».
چون سراغش را گرفتم، او در مسجد بود، به مسجد رفتم ديدم مشغول نماز است، پشت سرش نشستم و با خود گفتم: اينجا میمانم تا نمازش تمام شود، ديدم آن حضرت با شتاب نمازش را تمام كرد. بی آن كه سخنى به او گفته باشم رو به من كرد و فرمود: اى مرد! از خدا بترس و خاندان رسالت را فريب نده. آنها سابقه نزديكى با دولت بنىمروان دارند و به جهت نیاز پول را از تو پذيرفته و ناخواسته گرفتار شدهاند.
ابن مهاجر به امام صادق٧ گفت: خدا كارتان را سامان بخشد، موضوع چيست؟ آن حضرت سرش را نزديك گوشم آورد و آنچه را بين من و منصور دوانيقى از اسرار نهانى بود، بيان كرد، مثل اين كه او سومين نفر ما بود و همه حرفهای ما را از نزديك شنيده باشد.
منصور داوانقى بعد از این که ماجرا را شنید گفت: اى پسر مهاجر! بدان كه هيچ یک از خاندان نبوّت نيست مگر اين كه در ميان آنها محدثى «یعنی کسی که بواسطه فرشتگان مطلع بر اخبار میشود» وجود دارد محدث این خاندان در اين زمان، جعفر بن محمّد «امام صادق» است. (أَنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ نُبُوَّةٍ إِلاَّ وَ فِيهِ مُحَدَّثٌ وَ إِنَّ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ مُحَدَّثُنَا اَلْيَوْمَ)
جعفر بن محمّد بن اشعث، پس از ذكر داستان، گفت: همين اقرار دشمن به محدث بودن امام صادق٧ باعث شد كه همه خانواده ما شيعه شديم. [١]
[١] . اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ط الاسلامية، ج ١ ص ٤٧٥.