جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٦٠ - ٩ نتیجه خيانت به ناموس دیگران
٧. خيانت در مقابل خدمت و محبّت!
علىبن اسماعيل، برادر زاده، موسىبنجعفر٧ بود. آن حضرت با او ارتباط گرم و صميمی داشت و مرتّب به او كمك میکرد روزى يحيى بن خالد برمكى، براى علىبن اسماعيل اموال و هدايای زيادى فرستاد و او را به سوى خود فرا خواند.
همين كه حضرت متوجه شيطنت يحيى برمكى شد، علىبن اسماعيل را به حضور خود دعوت نمود و به او فرمود: اى برادر زاده! شنيدهام قصد سفر دارى؟ كجا میروى؟ گفت: قصد سفر به بغداد را دارم.
حضرت فرمود: به چه منظور به بغداد میروى؟ گفت: قرض بسيارى بر عهده دارم و از پرداخت آن ناتوانم، حضرت فرمود: من تمام قرض تو را پرداخت میكنم و هر مشكلى که داری، برطرف میسازم علىبن اسماعيل پيشنهاد حضرت را نپذيرفت و گفت: من براى مسافرت به بغداد ناچار هستم.
حضرت فرمود: اكنون كه تصميم رفتن به بغداد را دارى مواظب باش كه با سخنچینی و بدگویی از من نزد خلیفه، فرزندانم را يتيم نكنى؛ با این حال چهار هزار درهم و سيصد دينار به او داد. چون علىبن اسماعيل بلند شد و رفت، امام به افرادى كه در آن مجلس حضور داشتند، فرمود: او در قتل من سخنچينى میكند و فرزندانم را يتيم میکند.
افراد حاضر گفتند: يا بن رسول اللّه! فداى شما گرديم، با اين كه میدانید او چنين جنايتی را مرتكب میشود، چرا اين چنين با ملايمت با او سخن گفتید و در نهايت آن مقدار پول و درهم و دينار را به او عطا نمودید؟! حضرت فرمود: بلی، پدرم از پدران بزرگوار خود نقل نمود، كه رسول خداﷺ فرمود: چنانچه يكی از خويشاوندان قطع رحم نمايد و تو در مقابل به وظیفه خود عمل کرده و سعی كنی كه با گرمی و صميميّت با او رفتار کنی و قطع رحم نکنی، خداوند او را مجازات نمايد.