جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٩٩ - ١٠ وسوسه شیطان نسبت به مؤمنین
زن داد و گفت: كباب درست كن و به بچههايت بده. بعد به من گفت: بچهها را بيدار كن آنها هم بخورند سپس گفت: از پستى است كه شما بخوريد و يك عده در كنار شما گرسنه بخوابند. سپس يك يك مردم گرسنه اطراف خانه خود را بيدار كرد و گفت: برخيزيد آتش روشن كنيد. همه از گوشت اسب خوردند؛ اما خود حاتم چيزى از آن نخورد و فقط نشسته بود و خوردن آنها را تماشا میکرد و لذّت میبرد. [١]
١٩. تمجید خداوند از ايثارگران در قرآن
ابان بن تغلب میگويد: همراه امام صادق٧ كعبه را طواف مینمودم تا این که يكى از شيعيان با من ملاقات كرد و از من درخواست حاجتى نمود ولى من میخواستم به طواف ادامه دهم، خوش نداشتم به او توجه كنم و همراهى با امام صادق را رها نمايم، همچنان به طواف ادامه میدادم، باز ديدم آن شخص به من اشاره میكند ولی من به او توجهی نکردم.
امام صادق که شاهد این قضیه بود به من فرمود: اى ابان! آيا تو را میطلبد؟ گفتم: آرى. فرمود: نزد او برو، گفتم: طوافم را بشكنم؟ حضرت فرمود: آرى گفتم: اگر چه طوافم واجب باشد؟ فرمود: آرى، بشكن و برو ببين او چه نيازى دارد؟
ابان میگويد: طواف را رها كرده و همراه آن شيعه نيازمند رفتم و بعد از مدتی به محضر امام رسيدم. از آن حضرت پرسيدم: به من خبر دهید، حق مؤمن بر مؤمن چیست؟ امام فرمود: اى ابان، از اين پاسخ بگذر. «زيرا تو طاقت اداى آن را ندارى.» ابان گفت: چرا قربانت گردم؟
ابان همواره سؤال خود را تكرار میكرد تا سرانجام امام فرمود: اى ابان! آيا نصف اموالت را به آن نيازمند میدهى؟ وقتى آن حضرت چهره من را دگرگون ديد، فرمود:
[١].[٧٩٤] رهنمای سعادت ج ٢ ص٣٥٠، سفینة البحار ج ١ص ٢٠٨.