جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣١٩ - ٢٠ مَثَلِ او، مَثَلِ خضر و ذوالقرنين است
آماده جهاد و فداكار در ركاب شما هستند؟!
امام صادق فرمود: آرام باش، خدا حقّ تو را نگهدارد. سپس به يكى از پيشخدمتان خود فرمود: تنور نان را روشن كن. همين كه تنور روشن شد و شعلههاى آتش زبانه كشيد، امام به آن شخص خراسانى فرمود: برخيز و داخل تنور آتش بنشين. سهل خراسانى گفت: اى سرور و مولايم! من را ببخشید، خداوند شما را مورد رحمت واسعه قرار دهد «شروع کرد به عذر خواهی و معاف کردن خود از اجرای دستور امام.»
در همين لحظه هارون مكّى در حالى كه كفشهاى خود را به دست گرفته بود وارد مجلس شد و سلام كرد. امام صادق٧ پس از جواب سلام، به او فرمود: اى هارون! كفشهايت را زمين بگذار و درون تنور آتش بنشين.
هارون مكّى كفشهاى خود را بر زمين نهاد و بدون چون و چرا و بهانهجویی، داخل تنور رفت و در ميان شعلههاى آتش نشست. آن گاه امام با سهل خراسانى مشغول صحبت شد و پيرامون وضعيّت فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى و ديگر جوانب شهر خراسان مطالبى را مطرح نمود. مثل آن كه آن حضرت مدّتها در خراسان بوده و تازه از آن جا آمده است. پس از گذشت ساعتى فرمود: اى سهل! بلند شو، ببين در تنور چه خبر است.
همين كه سهل كنار تنور آمد، ديد هارون مكّى چهار زانو روى آتشها نشسته است. پس از آن امام٧ به هارون فرمود: بیرون بيا؛ هارون از تنور بيرون آمد. بعد از آن، حضرت به سهل خراسانى فرمود: در خراسان شما چند نفر مخلص «و مطيع محض» همانند اين شخص پيدا میشود؟
سهل پاسخ داد: هیچ کس، به خدا سوگند! حتّى يك نفر هم اين چنين وجود ندارد. امام صادق فرمود: اى سهل! ما خود میدانيم كه چه زمان قيام کنيم. آن زمان موقعى خواهد بود كه حداقل پنج نفر مطيع ما «و تسلیم محض دستورات ما به این