جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١١٦ - ١٥ مصادیق اعتدال و میانهروی
١٢. اعتدال از نگاه اهل ادب
حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر و حماسهسرای بزرگ ایرانی در ضمن به نظم کشیدن داستانهای اساطیری، حماسی و تاریخی، نکتههای اخلاقی و تربیتی را در خلال داستانهای خود بیان نموده است. فردوسی در ضمن یکی از داستانهای شاهنامه خواننده شعر خویش را دعوت به میانهروی میکند و معتقد است که انسان میانهرو قابل ستایش است و روزگار بر وفق مرادش خواهد بود:
ز کـــــار زمـــــــانه میـــــانه گــــــزیـــن چو خواهی که یابی ز خلق آفــــرین
ستـــــوده کـسی کـو میانه گــــزید تــــــن خــــویـــــش را آفـــــرین گستـــرید
چــــو داری به دســــت انــــدرون خواسته زر و سیم و اسـبان آراسـته
هزینه چنان کن که بایدت کرد نبــــاید فشـــاند و نبــــــــاید فـشــــــــرد[١]
· صائب تبریزی، شاعر بزرگ قرن یازدهم نیز در بیتی میانهروی را لازم دانسته و نرمی بیش از حد را باعث دلیری و گستاخی دیگران شمرده است: به قول حافظ:
نرمی ز حد مبر که چو دندان مار ریخت هـــــــــــر طفــــــل نیسوار کند تازیانهاش
کســـــــــی کــــــــــو میــــــانــــه گزیــــــــــــند ز کار پسـنــــــــــد آیــــــــدش گــــــــــردش روزگـــار
· شیخ احمد جامی، عارف قرن ششم در قالب تمثیلی زیبا میانهروی را اینگونه توصیه و توصیف میکند:
چون تیشه مباش وجمله بر خود متراش چــــون رنــــده ز کــار خویش بیبهره مباش
تعلیــــــــم ز اره گیــــــر در عقـــــــل و معــاش چیزی سوی خود میکش و چیزی میپاش[٢]
[١].[٢٠٧] شاهنامه فردوسسی عنوان: پادشاهی بهرام نوزده سال بود.
[٢]. رباعیات ابوسعید ابوالخیر، رباعی شمارهٔ ۳۶۷.