جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٦٦ - ٤١ عمل به معروف، شرط کمال در امر به معروف
دیگری را انجام میداد... پدر بيچاره دندان به جگر میگذاشت و چيزى نمیگفت.
در آن اوقات تازه گوجه فرنگى به ايران آمده بود. عدهاى خوش مقدس بر عليه گوجه فرنگى تبليغ سوء میكردند که چون از فرنگ آمده و میوه خارجی است، حرام است.
تدريجاً مردم شهر، حساسيّت شديدى درباره گوجه فرنگى پيدا كردند و از هر حرامی در نظرشان حرامتر بود و به آن ارمنى بادمجان میگفتند، اين لقب از لقب گوجه فرنگى تندتر بود، زيرا كلمه گوجه فرنگى فقط وطن اين گوجه را مشخص میكرد ولى كلمه ارمنى بادمجان مذهب و دين آن را هم معين میکرد! قهراً در آن شهر تعصّب و حساسيّت مردم نسبت به اين میوه تازهِ وارد بيشتر شد. روزى اهل خانه به حاجى خبر دادند: امروز پسر هرزه و لا ابالی تو، قدری ارمنى بادمجان با خود به خانه آورده است.
پدر وقتى اين خبر را شنيد ديگر تاب و توان را از دست داد، پسرش را صدا زد و گفت: پسر! شراب خوردى صبر كردم، دنبال فحشا رفتى صبر كردم، قمار كردى صبر كردم، خانهام را مركز شراب و فحشا كردى صبر كردم، حالا كارت به جايى رسیده كه ارمنى بادمجان به خانه آوردهاى، اين ديگر براى من قابل تحمل نيست ديگر من از این پسر گذشتم از خانهام به هر گورى كه میخواهى برو...
نکته: اين نمونهاى از حساسيتهای بیاساس است كه تحمل خوردن گوجه فرنگی برای فرد از تحمل شراب و قمار و فحشا دشوارتر میگردد.[١]
٣٨. نهی از منکر نسبت به تحریفات جامعه
مداحى از تهران به مشهد آمده بود و روزها در مسجد گوهرشاد شعر میخواند.
[١]. انسان و سرنوشت استاد شهید مطهری، ص ١٧٠.