جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٥٩ - ٣٢ بیتفاوتی در فریضه امر به معروف و نهی از منکر
٤٩ با عنوان: بنده واقعى! صفحه: ٤٣
نکته: سخن کوتاه و در عین حال تکاندهنده موسیبنجعفر همانند تیری بر دل او نشست و مانند جرقّه آتش، قلبش را نورانی و دگرگون ساخت. سفره شراب را ترک کرد و با پای برهنه بیرون دوید و خود را به موسیبنجعفر رسانید و عرض کرد: آقای من! معذرت میخواهم، من بنده خدا بوده و هستم، لیکن بندگی را فراموش کرده و گستاخانه معصیت میکردم. ولی اکنون توبه میکنم. آیا توبهام قبول است؟ حضرت فرمود: آری خدا توبهات را قبول میکند از گناهان خود خارج شو و معصیت را برای همیشه ترک کن. بشر حافی توبه کرد و در زمره عابدان و زاهدان و اولیای خدا در آمد.
٢٨. دعوت به نیکی در عمل
هارون الرشيد امام كاظم٧ را زندانى كرد و كنيز زيبایی را در زندان به خدمت آن حضرت فرستاد تا آن حضرت به كنيز تمايل پيدا كند و منزلت او در بين مردم كم شود يا اين كه تمايل او به كنيز بهانهاى باشد تا بتواند امام را بيشتر تحت فشار قرار دهد، خادمی را هم به زندان فرستاد تا نظارهگر ماجرا باشد.
خادم ديد آن كنيز نه تنها تأثیری در موسیبنجعفر نگذاشته بلکه به عکس خود کنیز تحت تأثیر واقع شده و كنيز پيوسته در حال سجده میگفت: (قدوس، قدوس، سبحانك، سبحانك، سبحانك) او را نزد هارون بردند ديدند از خوف خدا میلرزد به او گفتند: اين چه حالتى است كه پيدا كردهاى؟ در جواب گفت: عبد صالحی را ديدم كه پيوسته از اين حالات برخوردار بود. [١]
٢٩. لزوم افشاگری توسّط پيشوایان دین
بعد از فوت امام كاظم٧ در نزد وكلای آن حضرت، اموالى باقی مانده بود و
[١].[٤٣٠] سير چهارده معصوم، ص ٦٥١، مناقب آل ابيطالب، ج ٤، ص ٢٩٧.