جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٦٦ - ٥٩ محبّت اهلبیتb نشانه اسلام حقيقى
آمدم. امام سر به زير انداخت و كمی تامل كرد سپس فرمود: بواسطه بيمارى همسرت محزونى؟ عرض كردم: آرى.
حضرت فرمود: غمگين نباش كه خوب میشود. دعا کردم که خدا او را شفا دهد، اينك برگرد و خواهی دید که زنی به او دارویی میدهد. عبدى میگويد: با عجله برگشتم، ديدم همانطور است كه امام فرموده بود؛ از همسرم پرسيدم: حالت چطور است؟ گفت: خدا به من سلامتى بخشيد، اشتها به اين دارو پيدا كردم.
من شرح حال را گفتم، همسرم گفت: وقتى تو رفتى، من در حال جان دادن بودم ناگاه ديدم مردى در لباس سرخ رنگ، وارد شد و به من گفت: حالت چطور است؟ گفتم: مردنى هستم؛ هم اكنون عزرائيل براى قبض روح من آمده است.
آن مرد رو به عزرائيل كرد و فرمود: اى ملك الموت! مگر تو مامور نيستى كه از ما اطاعت كنى و حرف ما را بشنوى؟ عرض كرد: آرى. فرمود: امر میكنم كه مرگ او را تا بيست سال ديگر به تاخير بیندازى، ملك الموت عرض كرد: مطيع فرمانم، آن مرد امام صادق بود و با ملك الموت بيرون رفت سپس به هوش آمدم. [١]
٤١. بینیازی حقیقی با داشتن محبّت اهلبیت b
مردی از شیعیان خدمت امام صادق٧ رسید و از فقر و تنگدستی به آن حضرت شکایت نمود. حضرت فرمود: «اَنتَ مِن شیعَتِنا و تَدَّعیِ الفَقرَ؟! شیعَتُنا کُلُّهُم اَغنِیاءُ» تو از شیعیان و دوستان ما هستی و با این حال اظهار فقر و تنگدستی میکنی با این که شیعیان ما همه بینیاز هستند. آنگاه فرمود: تو را تجارت پر فایدهای است که بینیازت کرده است عرض کرد آن تجارت چیست؟
حضرت فرمود: اگر ثروتمندی به مقدار تمام زمین به تو نقره دهد و در مقابل از تو
[١]. تحفة المجالس، سلطان محمد بن حسن استرآبادی، ص ١٣٣.