جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٨٠ - ٥٨ تسلیم در مقابل مقدرات الهی
٤٤. الگوی رفتاری امام صادق٧ با مخالفین
ابن ابیالعوجاء، در عصر امام صادق٧ زندگی میکرد. او پیرو افکار مادی بود و مکرّر با آن حضرت به گفتگو مینشست و پیرامون مسائل مختلف بحث و گفتگو میکرد. مفضل بن عمر میگوید: روزی در مسجد النبی نشسته بودم و در عظمت پیغمبر اکرمﷺ فکر میکردم که ناگهان ابن ابیالعوجاء وارد شد، نزدیک من با فاصله نشست به طوری که اگر حرف میزد سخنش را میشنیدم، طولی نکشید که یکی از دوستان وی هم وارد مسجد شد و نزد او نشست.
ابن ابیالعوجاء در مورد بزرگی پیامبر اکرم جملاتی چند گفت، سپس رفیقش رشته کلام را به دست گرفت و پيامبر اکرم را فیلسوفی دانا و توانا خواند که عقلا را مبهوت و مجذوب خود ساخته تا دعوتش را اجابت کنند و از پی آنان، دیگر مردم نیز به وی گرویدند و آیینش را پذیرفتند.
ابن ابیالعوجاء گفت: سخن پيامبر اکرم را واگذار که عقل من در کار او حیران است سپس بحث جهان را به میان کشید و گفت: عالم ازلی و ابدی است، همیشه بوده و خواهد بود و آفرینندهای ندارد. سخنان ابن ابیالعوجاء عنان صبر را از کف مفضّل که شاهد گفتار آنان بود، ربود، سخت ناراحت شد و با تندی گفت:
ای دشمن خدا، دین الهی را نفی میکنی؟ آفریدگار جهان را انکار مینمایی؟ آیات حکیمانه او را که حتّی در بدن خودت وجود دارد نادیده میگیری؟ ابن ابیالعوجاء در پاسخ گفت: اگر اهل بحث و کلامی با تو سخن میگوییم. در صورتی که دلیل محکمی بر ادعای خود بیاوری میپذیرم، اگر اهل بحث و استدلال نیستی با تو سخنی نداریم.
سپس گفت: اگر از أصحاب حضرت صادق هستی که او با ما اینچنین بحث و گفتگو نمیکند. امام بیشتر از آنچه تو شنیدهای سخنان ما را شنیده ولی هرگز با کلام زشت و ناپسندی با ما صحبت نکرده و در پاسخ ما از مرز اخلاق و ادب تجاوز