جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٥٨ - ٤٧ فایده محبّت اهلبیت b حتّی برای غیر مسلمان
شب از نیمه گذشت. چون اطرافیان دیدند که او از دنیا رفته با پارچهای رویش را پوشاندند. بامداد رفیقش به مسجد آمد و به امام باقر٧ عرض کرد: فلان مرد شامی هلاک شد، از شما خواسته که بر او نماز بگذارید. حضرت فرمود: نه، این طور نیست. بر گرد در کار او عجله نکن تا من بیایم. آنگاه حضرت حرکت کرد تا خود را به منزل مرد شامی رساند و مرد شامی را صدا زد، او جواب داد: لبیک یا بن رسول الله.
امام او را نشانید و تکیهاش داد. شربت سویق طلب کرد، با دست خود آن را به او داد و به خانوادهاش فرمود: شکم و سینهاش را با غذای سرد خنک نگه دارید سپس از منزل خارج شد. طولی نکشید مرد شامی حالش خوب شد و خدمت امام آمد و عرض کرد: شهادت میدهم که شما حجّت خدایید و همان دری هستید که ورود از آن، سبب رستگاری است . هر کس جز این راه را برود نا امید و زیانکار است.
حضرت فرمود: تو را چه شد که نظرت درباره من تغییر کرد؟ مرد شامی گفت: هیچ شک و شبههای ندارم که روح من را قبض کردند، مرگ را به چشم خود آشکارا دیدم، در این هنگام ناگاه صدای کسی به گوشم رسید که میگفت: روح او را برگردانید، محمّد بن علی٧ در دعای خود بازگشت او را درخواست نموده است.
حضرت به او فرمود: خداوند بعضی از بندگان را به جهت محبّت اهلبیت پیغمبر دوست میدارد ولی عملش را نمیپسندد و برخی را هم به جهت دشمنی با اهلبیت پیغمبرش، دوست نمیدارد ولی عملش را میپسندد؟
(اَما عَلِمتَ اَنَّ اللهَ يُحِبُّ الْعَبْدَ وَ يُبغِضُ عَملهُ وَ يُبغِضُ الْعَبْدَ وَ يُحِبُّ عَملَهُ) عمل تو چون به دلالت امام به حق نبود در نزد خدا ناپسند بود، اما محبّت تو با ما در نزد خدا محبوب بود و این سبب هدایت تو گردید. آن مرد شامی پس از آن، جزء اصحاب خاص حضرت باقر٧ گردید.[١]
[١]. منتهی الامال، شیخ عباس قمی، ج٢، ص١٠٧.