جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٧٧ - ٧ ثعلبة و امتحان او در مواجهه با ثروت
درهم خدمت رسول خدا فرستاد. جبرئیل به آن حضرت عرض کرد: خدا از اندوه تو آگاه است. آیا دوست داری سعد را بینیاز کنی؟ پیامبر فرمود: آری! جبرئیل عرض کرد: این دو درهم را به او بده تا با آن تجارت کند. پیامبر دو درهم را به سعد داد و فرمود: با آن تجارت کن و از خدا طلب روزی کن.
سعد دو درهم را گرفت و همراه پیغمبر به مسجد رفت و نماز ظهر و عصر را با آن حضرت خواند و سپس مشغول تجارت شد. خداوند برکتی به سرمایه او داد و کم کم مالش فراوان شد و تجارتش رونق گرفت به طوری که در کنار مسجد دکانی گرفت و مشغول تجارت شد ولی وقت اذان پیامبر او را سرگرم خرید و فروش میدید با این که سابق، پیش از اذان مهیای نماز میشد.
رسول خدا به او فرمود: ای سعد! دنیا تو را از نماز بازداشته است؟ سعد گفت: چه کنم سرمایهام را تلف کنم؟ به مردی جنسی فروختهام، میخواهم پولم را از او بگیرم. از دیگری کالایی خریدهام باید پول او را بدهم. رسول خدا از این که سعد نسبت به نماز اول وقت بیتوجه شده بود بیش از حالت فقر او غمگین شد.
جبرئیل محضر آن جناب رسید و عرض کرد: خداوند از غم تو آگاه است، کدام حالت سعد را بیشتر دوست میداری، حالت اول یا حالت دوم را؟ رسول خداﷺ فرمود: حالت اول «تنگدستی» را بیشتر دوست میدارم زیرا حالت بینیازی آخرت را از دستش گرفته است. جبرئیل عرض کرد: یا رسول الله! به راستی مال دنیا مایه امتحان و گاه بازدارنده از آخرت است. به سعد بفرمایید: آن دو درهمی را که به او داده بودید به شما بازگرداند تا وضعش به حالت اول برگردد.
پیامبر به سعد فرمود: آن دو درهم قرض را به من باز گردان؟ عرض کرد: دو درهم که چیزی نیست، به جای آن، دویست درهم میدهم. حضرت فرمود: نه! همان دو درهم را میخواهم. سعد آن دو درهم را به حضرت داد. به دنبال آن چیزی نگذشت که دنیا از او روی گرداند و هر چه داشت از دستش رفت و سعد دوباره به حالت