جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٨١ - ١ على
نکرده است بلکه با احترام و استدلال جواب را میدهد.
او مردی است بردبار، سنگین، عاقل و کامل، در بحث و گفتگو خود را گم نمیکند، دچار دهشت و اضطراب نمیشود، گفتههای ما را با توجه کامل گوش میدهد و از ادلهای که اقامه میکنیم، بخوبی آگاه است.
وقتی سخن ما پایان میپذیرد پیش خود تصوّر میکنیم که حجّت را بر او تمام کرده و راه پاسخگویی را برویش بستهایم ولی او با کلام کوتاهی ما را ملزم میکند و راه عذر را بر ما چنان میبندد که نمیتوانیم پاسخش را رد کنیم و دری به روی خود بگشاییم. اگر تو از أصحاب امام صادق هستی همانند او با ما حرف بزن. [١]
نکته: این داستان در جلد اول، موضوع : احترام به دیگران ذکر شده و به جهت اهمیت موضوع به مناسبت در اینجا هم تکرار شده است.
٤٥. درخواست نکردن از دیگران در سیره مسلمانان
امام صادق٧ فرمود: عدهای از مسلمانان انصار محضر رسول خداﷺ آمده و عرض کردند: یا رسول الله! ما حاجت بزرگی از شما داریم. حضرت فرمود: حاجتتان را بگویید هر قدر بزرگ باشد. گفتند: از جانب خداوند بهشت را برای ما ضمانت کن. پیامبر سر خود را به زیر انداخت و قدری فکر نمود سپس فرمود: من بهشت را برای شما ضامنم، به شرط این که هرگز چیزی از کسی نخواهید «فقط امیدتان خدا باشد و از او بخواهید.»
امام صادق ٧ بعد از نقل این قضیه فرمود: طبق سفارش رسول الله، مسلمانان صدر اسلام چنین بودند که اگر شلّاقی که بواسطه آن حیوان را هدایت میکردند از دستشان به زمین میافتاد، خوش نداشتند به کسی بگویند آن را بردار و به من بده. به خاطر این که نمیخواستند گرفتار ذلّت درخواست از دیگری شوند. لذا خود از
[١].بحار الأنوار، ط دار الاحیاء التراث، مجلسي، محمد باقر، ج٢، ص١٨.