جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٥٥ - ٤ خائنانِ نمك شناس
١. ایمان به خدا مانع خیانت
مردم به واسطه فطرت انسانى خود ظلم و ستم و خيانت در امانت را قبيح میشمارند. از راستى و صداقت خشنود میشوند و ميل فطرى به اداى امانت و وفاى به عهد دارند چه آن که انسان با فطرت پاک خود حسن و قبح، اعمال را درك میكند.
جايى كه بين وجدان اخلاقى و خواهشهاى نفسانى تزاحمی نباشد، پيروى از نداى وجدان سهل است، ولى آنجا كه اطاعت از وجدان اخلاقى مستلزم سركوب كردن يكى از تمايلات غريزى باشد، كار بسیار دشوار است و غالبا غريزه نفسانی غلبه بر ندای فطری میكند، مگر آن كه فرد از کمک و توفیق الهی بهرهمند شود.
يوسف صديق در بحبوحه جوانى و در شديدترين دوران تمايل جنسى، در معرض خطرناكترين عمل منافى عفت قرار گرفت، زنِ شوهردارى عشق سوزان خود را به او عرضه كرد و از وى تمنّاى وصال داشت، هر دو بشر بودند، هر دو داراى تمايل جنسى و قدرت غريزه بودند اين تمايل، قدرت زن را در هم شكست و او حاضر شد تا خويشتن را تسليم تمايلات نفسانی کند، ولى ايمان به خداوند، از عفت يوسف، پشتيبانى كرد و غريزه جنسى را شكست داد و حضرت يوسف دامن خود را از آلودگى حفظ كرد و راضی به خیانت نشد.
قرآن در تمجید از یوسف نبی٧ میفرماید: (وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِهَا لَوْ لاَ أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ) [١] آن زن در وصال به یوسف اصرار و اهتمام ورزید و یوسف هم اگر لطف خدا و برهان روشن حق را ندیده بود «به میل طبیعی خود» در وصال آن زن اهتمام میورزید، ما او را از عمل زشت باز داشتیم چه آن که او از بندگان برگزیده ما بود. قرآن در توصیف و
[١] . سوره یوسف، آیه ٣٤.