جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٥٣٨ - فهرست تفصیلی
چه بگویم.
آن حضرت فرمود: خداوند ایمان را به تو مرحمت کرده و به خاطر آن بدنت را بر آتش جهنم حرام کرده است. به تو عافیت و سلامتی داده و بدین وسیله تو را بر عبادت و بندگی خود یاری نموده است. به تو قناعت را بخشیده تا با این صفت آبرویت را حفظ کنی.
آنگاه فرمود: ای ابوهاشم! من در آغاز این نعمتها را به یاد تو آوردم، چون میدانستم که قصد داری به جهت تنگدستی، از آن کسی که این همه نعمتها را به تو عنایت کرده، شکایت کنی. سپس دستور داد صد دینار به او بدهند و بعد فرمود: آن را بگیر و زندگیت را سامان بده و شکر نعمتهای خدا را بجا آور![١]
٣٥. ایمان به قیامت
روزی سلمان فارسی در بازار آهنگران جوانی را دید که بیهوش روی زمین افتاده و مردم اطرافش جمع شدهاند. مردم از سلمان تقاضا کردند که بر بالین جوان آمده و برای او دعایی بخواند! هنگامی که سلمان نزد جوان آمد، جوان به هوش آمد و سرش را بلند کرد و گفت: ای سلمان! مردم تصور میکنند من مریضی صرع[٢] دارم، ولی چنین نیست.
از بازار میگذشتم، دیدم آهنگران چکشهای آهنین را میکوبند، به یاد کلام خدا افتادم که در عذاب دوزخیان میفرماید: (هٰذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِی رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِنْ نَارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُءُوسِهِمُ الْحَمِيمُ) [٣] لذا از ترس خدا و
[١]. بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر، ط دار الاحیاء التراث، ج ٥٠، ص ١٢٩، امالی صدوق ص ٤١٢.
[٢]. کسی که هر از چند گاهی بی هوش میشود.
[٣]. ترجمه: براى كافران لباسهایى از آتش بريده شود، و آب سوزان بر سرهاى آنها ريخته گردد كه شدت گرمى آن از اندرون آنها پوستشان را بسوزاند. و براى آنها گرزهائى از آتش قرار داده شود... سوره حج١٩.