جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٥٤٠ - فهرست تفصیلی
محمّدبنمسلم هم همین عقیده را پذیرفت تا یکی از آنان به حضور امام صادق٧ رسيد و جريان مباحثه سه نفرى را به عرض آن حضرت رسانید و نظر امام را جویا شد. حضرت فرمود: هنگامی به اين سؤال پاسخ میدهم كه آن دو نفر دیگر هم حضور داشته باشند. شب كه شد هر سه نفر حاضر شدند.
امام سؤال فرمود: چه میگوييد درباره خدمتكاران، زنان، افراد خانواده خودتان؟ آيا آنها به وحدانيّت خدا شهادت نمیدهند؟
هاشمبنبريد گفت: چرا، حضرت فرمود: آيا به رسالت پيغمبر گواهى نمیدهند؟ گفت: چرا. حضرت پرسید: آيا همه آنها همانند شما امامت و ولايت را میشناسند؟ گفت: نه. حضرت فرمود: پس وضعیّت آنان به عقيده شما چگونه است؟
هاشمبنبريد گفت: هر كس امام را نشناسد كافر است. حضرت فرمود: سبحان اللّه! آيا این مردم كوچه و بازار نماز نمیخوانند ،روزه نمیگيرند، حجّ نمیكنند به وحدانيّت خدا و رسالت پيغمبر شهادت نمیدهند؟ هاشمبنبريد گفت: چرا.
حضرت فرمود: خوب آيا همه اينها همانند شما امام را میشناسند؟ هاشمبنبريد گفت: نه ولی به عقيده من هر كه امام را نشناسد كافر است. حضرت فرمود: سبحان اللّه! آيا طواف اين مردم را نمیبينى، هيچ نمیبينى كه اهل يمن چگونه به پرده كعبه میچسبند؟ آيا اينها به توحيد و نبوّت اعتراف ندارند، آيا نماز نمیخوانند، روزه نمیگيرند حجّ نمیكنند؟
آيا اينها همانند شما امام را میشناسند؟ گفت: نه. حضرت فرمود: عقيده شما درباره اينها چيست؟ هاشمبنبريد دوباره گفت: به عقيده من هر كس امام را نشناسد كافر و اهل عذاب است.
حضرت فرمود: سبحان اللّه! اين عقيده، عقيده خوارج است مايل هستيد كه عقیده خود را بگويم؟ سپس فرمود: کسانی که در امر امامت ما معذور باشند به این