جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٤ - ٤٩ بنده واقعى!
كوچك و بزرگ من سؤال شد. از نماز، روزه، حج، خواندن قرآن، زكات و صدقه، چگونه گذراندن عمر، اطاعت از پدر و مادر، آدم كشى، خوردن مال يتيم، شب زندهدارى و امثال اين امور پرسيدند ... آنگاه لحظات مرگ سلمان فرا رسيد و اين مرد پاك، چشم از جهان فرو بست. [١]
٤٧. عمل به وظیفه نه سلیقههای شخصی
در يكى از شهرها هيئتی روفرشی مسجدی را به حسينيه حضرت عباس٧ بردند چيزى كه وقف برای جاى خاصى شده، جايز نيست در جاى ديگر مصرف شود از این رو، روحانی آنجا گفت: چرا به اينجا آوردهايد آن را برگردانید. مسؤل آنجا گفت: حضرت عباس در كربلا دو دستش را داد، آیا خدا راضى نيست دوستان حضرت عباس، روىِ روفرشی خانه خدا «مسجد» براى آن حضرت سينهزنی کنند!!
روحانی در پاسخ گفت: حضرت عباس دو دستش را نداد كه هرج و مرج شود، بلكه داد تا به قانون اسلام عمل شود و هر چيزى از روى حساب باشد حتی نسبت به بيت المال مثل اداره برق يا اداره كشاورزى... جايز نيست به اسم اين كه همه از بيت المال است وسایل آن اداره را در اداره دیگری مصرف كنند. [٢]
٤٨. بندگى خدا یا چاكرى پادشاه
خواجه ابومنصور، وزير سلطان طغرل، مردى دانا، لايق، خداپرست و درستكار بود و در انجام وظايف دينى مراقبت كامل داشت. معمولاً هر روز پس از نماز صبح مدّتى روى سجاده مینشست و دعا میکرد و ذکر میگفت و پس از طلوع آفتاب لباس وزارت را میپوشيد و به دربار میرفت. روزى سلطان طغرل، وزير را قبل از
[١].[٦٣] بحار الأنوار، ط دار الاحیاء التراث، العلامة المجلسی ج٢٢ ص ٣٧٤.
[٢].[٦٤] برگرفته از کتاب داستانها و حكايتهاى مسجد داستان ٢٩ اثر غلامرضا نيشابورى با قدری تصرف در کلمات.