جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٥ - ٤٩ بنده واقعى!
طلوع آفتاب احضار كرد.
مأمورين به منزل وى رفتند و او را در حال دعا کردن ديدند امر پادشاه را ابلاغ نمودند، ولى وزير به گفته آنان توجهى نكرد و به خواندن دعا ادامه داد. مأمورين بىاعتنايى او را به عرض پادشاه رساندند كه وزير نسبت به اوامر شما توجهی ندارد اين سخن، سلطان طغرل را به سختى خشمگين كرد.
وزير پس از فراغ از عبادت به دربار آمد. به محض ورود، شاه با تندى به وى سخن گفت که چرا دير آمدى؟ وزير با قوت نفس و اطمينان خاطر عرض كرد: اى پادشاه، من بنده خدا هستم و چاكر شما! تا از بندگى خدا فارغ نشوم نمیتوانم به وظايف چاكرى شما قيام کنم. گفتار محكم و پر از حقيقت وزير، شاه را سخت تحت تأثير قرار داد و ديدهاش را اشك آلود كرد و به وزير خود سفارش كرد كه همواره به اين روش ادامه دهد و بندگى خدا را بر چاكرى پادشاه مقدم بدارد، تا از بركت آن، امور كشور همواره بر نظم صحيح استوار بماند. [١]
نکته: مردان شریف و عزيز النفس موقعى كه از روى شايستگى و لياقت به مقامی نائل آیند، در كمال قدرت و اعتماد به نفس، انجام وظيفه میكنند تملق و چاپلوسى، پستى و زبونى در روحِ پاك آنان راه ندارد و در حساسترين مواقع، شخصيت خود را نمیبازند و به خوارى و فرومايگى تن نمیدهند. چنان که حضرت امیرمؤمنان علی٧ فرمود:
مرد شریف اگر در جامعه به بزرگترين مقام نايل آید، هرگز خود را نمیبازد و از مسير بندگی خدا خارج نمیشود او همانند كوهی پابرجاست، وزش بادها قادر نيست او را به حركت درآورده متزلزلش نمايد ولی مردان پست اگر به مقامی برسند طغیان کرده و خود را گم میکند و آن مقام، آنان را به پستترين مراتب انسانی میرساند همانند گياه ضعیفی كه نسیمی او را به حركت در میآورد .
(ذُو الشَّرَفِ لَا تُبْطِرُهُ مَنْزِلَةٌ نَالَهَا وَ إِنْ عَظُمَتْ كَالْجَبَلِ الَّذِی لَا تُزَعْزِعُهُ الرِّيَاحُ وَ الدَّنِی تُبْطِرُهُ
[١]. جوامع الحكايات، ص ١٧٣. كودك از نظر وراثت و تربيت، فلسفی، محمد تقی فلسفی ج ٢، ص ٤٤٦.