جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٨٥ - ١١ خداوند کافی است
١. امید به خدا در حال اضطرار
نمرود تصمیم گرفت ابراهيم را در آتش بسوزاند و عموم مردم هم به جهت شکاندن بتها توسط ابراهیم، این كيفر را پذيرفتند و اين شعار زبان زد همگان شد (قَالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فَاعِلِينَ) «او را بسوزانيد و خدايان خود را يارى نماييد» روز سوزاندن ابراهيم فرا رسيد. او را در منجنيق نشاندند تا در نقطه مركزى آتش بيندازند.
كسى كه در آن موقع میتوانست به ابراهيم كمك كند و او را از محيط خطر خارج نمايد، جبرئيل ملک وحی الهی بود. روايات متعددى با مختصر تفاوت در عبارات رسيده كه جبرئيل خود را به ابراهيم رسانید و آمادگى خويش را براى يارى او اعلام داشت و گفت: اى ابراهيم! آيا به من حاجتى دارى! ابراهيم در پاسخ گفت: به تو حاجتى ندارم ولى به خداوند عالميان نيازمندم.
ابراهيم در موقع اضطرار از غير خدا حتى از فرشته بزرگ الهى هم يارى نخواست و تنها از خدا نصرت طلبيد. خداوند هم خواسته او را اجابت فرمود و آتش بر ابراهيم سرد و سلامت شد.
نکته: امام سجاد٧ در دعاى مكارم الاخلاق به خدا عرض میکند: خدايا چنان کن که هنگام اضطرار تنها از تو يارى بجویم. [١]
٢. امید به خدا، ثمره شناخت خدا
خداوند به حضرت داود ٧ فرمود: همانا بندهاى در قیامت حاضر میشود و من به خاطر حسنهای بهشت را بر او مباح مینمایم. داود عرض كرد: آن حسنه چيست؟ خداوند فرمود: شاد کردن قلب مؤمن، هر چند با يك خرما باشد. داود
[١].[٤٥٤] بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر، ط دار الاحیاء التراث، ج ١٢، ص ٣٣.