لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٤٤ - قراءة در دو ركعت آخر
بيرون آيم و با او صورت نماز را بفعل آورم فرمودند كه تو مىدانى مىخواهى چنين كن، و حضرت فرمودند كه روزى حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه نماز صبح مىكردند و ابن كوّا در عقب آن حضرت بود اين آيه را خواندند از روى كنايه به آن حضرت كه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ الخ يعنى بتحقيق يا بذات خود قسم ياد مىكنم كه وحى به تو رسيده است و به پيغمبران سابق و غير ايشان كه اگر شرك بياورى هر آينه عمل تو باطل مىشود و البته از زيانكاران خواهى بود پس آن حضرت صلوات اللَّه عليه خاموش شدند از جهت تعظيم قرآن تا آن ملعون فارغ شد از آيه، حضرت شروع در قرائت كردند آن ملعون باز همان آيه را خواند و حضرت خاموش شدند، ديگر حضرت شروع در قرائت كردند باز آن ملعون همان آيه را خواند و حضرت گوش دادند و بعد از آن تهديد آن ملعون فرمودند به خواندن اين آيه كه فاصبر الخ يعنى صبر كن كه وعده حق سبحانه و تعالى حق است و تو از جا در ميا به سبب آن جماعتى كه يقين به آخرت ندارند پس حضرت سوره را تمام كردند و بركوع رفتند و ظاهر شد كه آيه عام است و گوش مىبايد داد شنيدن قرآن را هر كه خواند با آن كه آن ملعون از جهت ايذاى آن حضرت مىخواند چون سر خوارج است و اعتقاد شومش اين بود كه چون حضرت به حكمين راضى شدند و اين رضا را صغيره مىدانست و هر صغيره را كفر و آيه را كنايه مىخواند مع هذا حضرت سه مرتبه گوش دادند و ترك قرائت فرمودند تا آخر آن آيه را خواند كه حق سبحانه و تعالى تسلّى حضرت سيد المرسلين ٦ فرمودهاند در ايذاى كفار قريش كه صبر كن كه وعده الهى حق است در كشته شدن صناديد قريش بدست تو و چنان شد، حضرت نيز خواندند و مرادش اين بود كه بحسب وعده الهى تو و ساير خوارج بر دست من كشته خواهيد شد و چنان شد كه همه