لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٩ - گذاشتن گونه بر زمين
اخبارى كه از آن حضرت پرسيدهاند در خراسان بود و هميشه سنيّان بسيار در مجلس آن حضرت مىبودند بنا بر اين اكثر اخبار آن حضرت از روى تقيه وارد شده است چنانكه گذشت.
[گذاشتن گونه بر زمين]
(و روى اسحاق بن عمّار عن ابى عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه انّه قال كان موسى بن عمران صلوات اللَّه عليه اذا صلّى لم ينتقل حتّى يلصق خدّه الايمن بالأرض و خدّه الايسر بالأرض)
و در موثق كالصحيح از اسحاق از آن حضرت صلوات اللَّه عليه منقولست كه فرمودند كه حضرت موسى على نبينا و آله و ٧ چون از نماز فارغ مىشدند از جاى خود به جاى ديگر نمىرفتند تا طرف راست رو را بر زمين نمىرسانيدند و هم چنين طرف چپ رو را بر زمين مىچسبانيدند.
و غرض از لفظ الصاق ظاهرا اينست كه مىبايد به خاك برسد يا به سنگ محض و رسانيدن و گذاشتن بر زمين كافى نيست يا به آن اكتفا نمىكردند هر چند اقل مراتب استحباب بفعل آيد چنانكه ظاهر بعضى از اصحابست.
و صدوق بعضى از اين حديث را ذكر نكرده است در اينجا و تمامش آنست كه روايت كرده است از اسحاق بن عمار كه گفت شنيدم از آن حضرت صلوات اللَّه عليه كه مىفرمودند كه چهل صباح يا سى صباح و ترديد از راوى است وحى نيامد به حضرت موسى (ع) پس آن حضرت بر كوهى از كوههاى شام بالا رفت كه آن كوه را اريحا مىگفتند و گفت خداوندا اگر آن كه وحى و كلام خود را از من باز داشته از جهت گناهان بنى اسرائيل است پس آمرزش تو قديم است و هميشه از بندگان خود خصوصا از ايشان عفو كرده و همان اميدواريم كه در گذرى پس خطاب رسيد به او كه يا موسى آيا مىدانى كه چرا ترا برگزيدم از جهت وحى خود و كلام خود و غير ترا اين كرامت نكردم از بنى اسرائيل