لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥٧٤ - خطبههاى مأثور در جمعه
اعداءه لا وانيا و لا ناكلا و نصح له فى عباده صابرا محتسبا فقبضه اللَّه اليه و قد رضى عمله و تقبّل سعيه و غفر ذنبه ٦»)
و همه گواهى مىدهيم از روى علم و يقين كه خداوندى نيست بجز واجب الوجود بالذات مستجمع همه كمالات حال آن كه او يگانه است در ذات و صفات و او را شريكى و نظيرى نيست پادشاه پادشاهانست و بهتر از هر بهتريست يا خداوند هر بزرگيست و آفريننده زمين و آسمانهاست و همگى با آن چه در هر دو است مقهور و مجبور اويند، قهار است بانكه در دنيا و عقبى هر كرا استحقاق عقوبت باشد معاقب مىسازد يا قهر كرده عدم را و موجودات را از كتم عدم بديد آورده است، و بزرگوار است و از آن بالاتر است كه عقول به او توانند رسيد صاحب جلال و عظمت است و صاحب اكرام و انعامست يا مستحق صفات سلبيه و ثبوتيه است چنانكه اكثر چنين تفسير كردهاند، قاضى و جزا دهنده است در روز جزا پروردگار پدرهاى پيشينيان ماست و گواهى مىدهيم كه محمد بنده اوست و رسول اوست و حق سبحانه و تعالى او را فرستاده است به راستى و در مصباح نيست بالحقّ كه خلايق را بحق سبحانه و تعالى و عبادت او بخواند يا به راستى كه مذهب اوست بخواند و گواه باشد بر خلق كه ائمه هدى باشند و ساير انبيا چنانكه فرموده است كه «وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً» يا بر همه خلايق از پيشينيان و پسينيان پس او تبليغ رسالات را چنانكه بايد به جا آورد به نحوى كه به آن مامور بود و از حد خود در گذشت يا زياد و كم نكرد و تقصير ننمود و مجاهده نمود از جهة رضاى خدا با دشمنان او، و سستى نكرد و بد دلى ننمود و از جهة رضاى او نصيحت كرد بندگان او را و صبر نمود بر ايذاى قوم او را خالصا لوجه اللَّه تا وقتى كه حق سبحانه و تعالى او را ازين دار غرور بدار سرور برد و خشنود بود از اعمال او و قبول كرد سعى او را و