لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥٧٦ - خطبههاى مأثور در جمعه
صريع يتولّى و عائد و معود و اخر بنفسه يجود و طالب الدّنيا و الموت يطلبه و غافل و ليس بمغفول عنه و على اثر الماضين يمضى الباقى و الحمد للّه ربّ العالمين ربّ السّماوات السّبع و ربّ الارضين السّبع و ربّ العرش العظيم الّذى يبقى و يفنى ما سواه و اليه يئول الخلق و يرجع الامر».)
وصيت مىكنم شما را بتقوى و پرهيزكارى از مخالفت الهى و در غنيمت دانستن هر چه توانيد كردن از عبادات الهى در اين ايّامى كه گذشته است تا ديدهايد، و وصيت مىكنم شما را كه ترك كنيد اين دنيايى را كه او ترك شما مىكند هر چند شما نمىخواهيد ترك او را، و كهنه كننده بدنهاى شماست هر چند شما دوست مىداريد كه آن را تازه كنيد به درستى كه داستان شما و اين دنيا مانند جمعى از مسافران است كه رو به شهرى داشته باشند عن قريب به آن شهر رسيدهاند هم چنين شما بر جناح سفر آخرتيد عن قريب است كه مرگ رسيده است و سفر طى شده است، و شبيه است حال شما به جمعى كه كوهى از دور پيدا شود و ايشان متوجه آن كوه باشند عن قريب به آن رسيدهاند، هم چنين شما، و چه نزديكست مسافت كسى كه رو به جانبى داشته باشد و روانه آن جانب سازد خود را يا او را روانه سازند به آن جانب عن قريب به آن مقصد رسيده است و مقصد همه خلايق مرگست هر چند مقصود ايشان نيست اما رو به آن جانب دارند و خواهى نخواهى به آن مىرسند، و چه قريبست و بىبقاست بقاى كسى كه او را روزى باشد كه از آن تجاوز نتواند كرد چنانكه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه چون اجل رسيد يك ساعت پيش و پس نمىشود و با اين حالات طلبكارى دارند كه آن مرگست و حدى مىخواند از جهة تند رفتن ايشان تا ايشان را از دنيا بيرون برد، و آن آسياب مرگست، از خوردنها و آشاميدنها زيادتى و نامناسب كه