لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٨ - شخصى كه سجده شكر كند دستها را تا مرفق بر زمين گذارد
رحمتت و صلوات فرستادند تا دعا مستجاب شود و دعاهاى سجود بسيار است به همين اكتفا شد.
[شخصى كه سجده شكر كند دستها را تا مرفق بر زمين گذارد]
(و ينبغى لمن يسجد سجدة الشّكر ان يضع ذراعيه على الارض و يلصق جؤجؤه بالأرض)
و سنّت است كه شخصى كه سجده شكر كند دستها را تا مرفق بر زمين گذارد و سينهاش را بر زمين رساند.
منقولست در حسن كالصحيح از ابن ابى عمير از جعفر بن على كه گفت ديدم حضرت ابو الحسن را صلوات اللَّه عليه و ظاهرا ابو الحسن اول باشد و احتمال دويم نيز دارد كه بعد از نماز سجده كردند و هر دو دست را تا مرفق بر زمين پهن كردند و در دعا سينه را نيز به زمين رسانيدند. و در تهذيب بدل فى دعائه فى ثيابه است. و از كلينى روايت كرده است. و ظاهرا نسخه كلينى شيخ چنين بوده است و ظاهرا سهو از نساخ كلينى شده باشد و مراد اينست كه لازم نيست كه سينه را برهنه كند و بر خاك مالد بلكه مجرد گذاشتن آن بر زمين كافى است.
و روايت كرده است على بن ابراهيم از يحيى بن عبد الرحمن بن خاقان كه گفت ديدم حضرت امام على نقى را صلوات اللَّه عليه كه سجده شكر به جا آوردند و به زمين رسانيدند هر دو ذراع و سينه و شكم خود را پس من از حضرت پرسيدم كه چرا اين سجده را چنين به جا آورديد فرمودند كه هم چنين واجبست و ممكن است كه يجب بمعنى يسقط باشد يعنى هم چنين خود را بر زمين مىاندازد و در بعضى از نسخ نحبّ است يعنى چنين دوست مىداريم و اين از تصحيف نساخ است و علامه حمل كرده است وجوب را بر شدّت استحباب و ممكن است كه مراد وجوب شرطى باشد مثل وضو از جهت نماز سنت و احوط آنست كه به همين عنوان به جا آورد چون به نحوى ديگر وارد نشده است.