لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٦ - دعاى بعد از نماز صبح
حضرت و اصحاب و آتشها را ديده بود، كفار از آن شخص پرسيدند كه چه خبر دارى آن شخص گفت كه و اللَّه كه محمد ٦ را ديدم كه لشكرى عظيم برداشته است و بطلب شما مىآيد كفار فكر كردند كه مبادا در اين مرتبه شكست خورند رعبى و خوفى عظيم در دلهاى ايشان افتاد و برگشتند و چون خبر به حضرت سيّد المرسلين ٦ رسيد كه ايشان با خوف بسيار برگشتند حضرت نيز برگشتند با فتح و فيروزى بدون حرب و اين فتح نبود مگر از گفتن ايشان اين كلمه را از روى اخلاص.
و تعجب دارم از كسى كه غمناك شود چرا پناه نمىبرد به گفتن اين كه لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ يعنى نيست خداوندى بغير از تو اى خداوند منزه از نقايص و بديها به درستى كه من از جمله ظالمانم بر نفس خود پس به درستى كه شنيدم كه حق سبحانه و تعالى در عقب اين آيه مىفرمايد كه چون يونس در شكم ماهى اين تسبيح را مىخواند پس مستجاب كرديم دعاى او را و نجات داديم او را از غم و هم چنين نجات مىدهيم غير او را هر كه ما را از روى اخلاص باين تسبيح بخواند.
و تعجب دارم از كسى كه با او در مقام مكر باشند چرا پناه نمىبرد باين آيه كه مؤمن آل فرعون گفت و أفوّض الخ يعنى مىگذارم كارهاى خود را به خداوند عالميان به درستى كه حق سبحانه و تعالى بيناست به احوال بندگان خود به درستى كه شنيدم كه حق سبحانه و تعالى مىفرمايد در عقب آن بعنوان فاء تفريع يعنى چون تفويض كرد باين كلمه حق سبحانه و تعالى او را حفظ نمود از مكرهاى بد ايشان به آن كه شيرى چند فرستاد تا او را از شر فرعونيان نجات داد چنانكه از ظاهر آيه و اين اخبار صحيحه ظاهر مىشود.
و تعجب دارم از كسى كه دنيا و زينت آن را خواهد چرا پناه نمىبرد بقول