لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩٤ - باكى نيست كه نماز ظهر را اقتدا كند به امامى كه نماز عصر كند
شود در نماز جماعت و گمانش اين باشد كه نماز ظهر است و ظاهر شود كه نماز عصر است پس آن نماز را ظهر قرار دهد و بعد از آن نماز عصر را به جا آورد بدان كه بعد از اين در باب جماعت خواهد آمد كه هر نمازى را اقتدا مىتوان كرد به نماز ديگر پس اگر در ابتداى نماز داند كه امام نماز عصر را مىكند ظهر را به عصر اقتدا مىتواند كرد، پس اگر أولا گمانش اين باشد كه امام نماز ظهر مىكند و آخر ظاهر مىشود كه عصر مىكند بىدغدغه نمازش صحيح است چون نيّت ظهر كرده است، و محتمل است كه مراد اين باشد كه چون گمانش اين بوده است كه نماز ظهر مىكند قصد كرده باشد كه اقتدا مىكنم به نمازى كه امام مىكند، پس چون امام نماز عصر مىكند گويا نيّت عصر كرده است پس چون ظاهر شود كه امام نماز عصر مىكند ماموم نيّت ظهر مىكند و از اين نيت بر مىگردد و بر اين مضمون احاديث وارد شده است و خواهد آمد و اين معنى بحسب لفظ اقربست.
(و من قام فى الصّلاة المكتوبة فسهى فظنّ انّها نافلة أو قام فى نافلة فظنّ انّها مكتوبة فهو على ما افتتح الصّلاة عليه)
و كسى كه شروع در نماز واجب كند به نيّت واجب و فراموش كند در اثناى نماز و گمان كند كه نماز سنت مىكند يا شروع كند در نماز سنّت بقصد سنّت و سهو كند و بقيه را به گمان آن كه واجبست به جا آورد پس آن چه اول قصد كرده است صحيح است و بر اين مضمون احاديث معتبره وارد شده است و توهّم كردهاند بعضى كه از اين اخبار ظاهر مىشود كه نيّت وجوب و ندب در كار است و ليكن اظهر آنست كه مراد قصد تعيين است و در قصد تعيين خلافى نيست كه ضرور است و بعضى مؤيد اين اخبار كردهاند خبر صحيح انّما الاعمال بالنّيّات را يعنى هيچ عملى عمل نيست مگر آن كه مقارن باشد به نيّت يعنى در اوّل آن عمل.
[باكى نيست كه نماز ظهر را اقتدا كند به امامى كه نماز عصر كند]
(و لا باس ان يصلّى الرّجل الظّهر خلف من يصلّى العصر و لا