لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٧٧ - دو نفر جماعتند
مؤمن نباشند؟ حضرت تبسّمى فرمودند و فرمودند كه اى زراره تو هنوز سخن نمىفهمى و وضع آن را نمىدانى اى زراره من گفتم كه بىعلّتى و كدام علّت از اين اعظم است كه امام مؤمن نباشد و به او اقتدا نتوان كرد نشنيدى كه من گفتم كه در مساجد خود نماز كنيد و با ائمه خود نماز كنيد و ائمه خود شيعهاند كه عادل باشند على الظاهر.
امّا حلّ اين حديث ممكن است كه حضرت اين عبارت را فرموده باشند و زراره نشنيده باشد يا حضرت پيشترين سخن را فرموده باشند و بعد از آن آن شخص آن سؤال را كرده باشد يا حضرت مكرر اين عبارت را به زراره و آن شخص و غير او فرموده باشد و تقيه فرموده فرموده باشند در اين اجمال يا آن شخص مطلب حضرت را فهميده باشد كه مراد از نماز با ايشان صورت نماز است و زراره نفهميده باشد بنا بر اين تعجب فرموده باشند از زراره كه او فهميد و تو نفهميدى، يا آن كه اتقاء فرموده باشند كه به آن شخص ضررى نرسد چون خوف داشتند كه اگر به او بگويند كه صورت نماز را به جا آورد او به ايشان بگويد و به او ضررى برسد يا به حضرت، و تقيه فرموده باشند و در مسايل تقيه اكثر اوقات چنين مىفرمودهاند كه سنى نحوى فهمد و شيعه نحوى فهمد يا آن كه مىدانستند كه زراره به او خواهد گفت و بعد از اين نيز خواهد آمد و ظاهر اخبار آنست كه در امام ايمان كافى است مثل اين خبر مگر آن كه مراد از اين عدالت باشد چنانكه اخبار متواتره وارد است كه فاسق مؤمن نيست و سكونى به اسناد خود روايت كرده است از حضرت سيّد المرسلين ٦ كه هر كه اذان نماز را بشنود و از مسجد بيرون رود بى علّتى او منافق است مگر آن كه قصد رجوع داشته باشد.
[دو نفر جماعتند]
( «و قال النّبيّ ٦ الاثنان جماعة»)
از حضرت