لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٧٢ - ذكر ركوع
شخصى از حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه سؤال كرد و گفت اى پسر عم بهترين خلق خداى تعالى چه معنى دارد كشيدن كردن در حال ركوع پس حضرت فرمود كه تاويلش اينست كه ايمان آوردهام به خداوند عالميان و اگر چه گردنم را بزنند و مقرر است كه هر گاه شخصى در مقام انقياد باشد و خواهند كه گردن او را بزنند گردن را مىكشد تا انقيادش ظاهر شود و گردن زدن نيز آسان مىشود.
و در حديث كالصحيح از سعيد بن جناح منقولست كه گفت كه در خانه حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه بودم در مدينه كه حضرت خود سر كردند و فرمودند كه هر كه ركوع را تمام كند وحشت در قبر او داخل نمىشود
[ذكر ركوع]
(فاذا ركعت فقل اللَّهمّ لك ركعت و لك خشعت و لك اسلمت و بك امنت و عليك توكّلت و أنت ربّى خشع لك وجهى و سمعى و بصرى و شعرى و بشرى و لحمي و دمى و مخّي و عصبى و عظامى و ما اقلّت الارض منّي للّه ربّ العالمين ثمّ قل سبحان ربّى العظيم و بحمده ثلث مرّات و ان قلتها خمسا فهو احسن و ان قلتها سبعا فهو افضل)
و چون بركوع روى بگو بيش از تسبيح دعايى را كه ترجمهاش اينست كه خداوندا ركوع مىكنم خالص از براى تو و خاشع شدم از جهت رضاى تو، مسلمان يا منقاد شدم و ايمان به تو دارم و توكّل بر تو كردهام و حال آن كه تو پروردگار منى خاشع شد از براى تو روى من و گوش من و چشم من و موى من و بدن من و گوشت من و خون من و مغز استخوان من و پى من و استخوانهاى من و هر چه بر روى زمين است از من يعنى جميع اعضاى من همگى خاشعند از جهت خداوندى كه پروردگار عالميانست پس بگو تنزيه مىكنم و به پاكى ياد مىكنم پروردگار خودم را كه بسيار بزرگ است يا از آن اعظم است كه تصوّر بزرگى او