لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٩١ - اولى الناس به امامت جماعت
«و قال ابو ذرّ رضى اللَّه عنه انّ امامك شفيعك إلى اللَّه عزّ و جلّ فلا تجعل شفيعك سفيها و لا فاسقا»
و كالصحيح منقول است از ابو ذر كه خدا از او راضى باد به درستى كه امام تو شفاعت كننده تست به جانب اقدس الهى پس مگردان شفيع خود را جاهل و نه فاسق چون جاهل نمىداند كه چه گويد و فاسق حرمتى ندارد كه شفاعت او را قبول كنند و ظاهر آنست كه ابو ذر امثال اين خبر از پيش خود نمىگويد بلكه عبارت حضرتست و لهذا مانند حديث از او نقل كردهاند و از امثال اين اخبار استدلال كردهاند بر آن كه عدالت در امام جماعت شرط است و جزم بوجوب از اين اخبار مشكل است و اخبار بعد از اين خواهد آمد كه دلالتش اوضح است.
«و روى الحسين بن كثير عن ابى عبد اللَّه صلوات اللَّه عليه انّه ساله رجل عن القراءة خلف الامام فقال لا انّ الامام ضامن للقراءة و ليس يضمن الامام صلاة الّذين هم من خلفه انّما يضمن القراءة»
و مرويست از حسين بن كثير و شيخ از ابن بشير روايت كرده است و هر دو مجهولند از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه شخصى از آن حضرت پرسيد كه در عقب امام قرائت مىتوان كرد يا لازمست حضرت فرمودند كه نه به درستى كه امام ضامن قرائت است و امام ضامن نيست كه نماز مامومين صحيح باشد يا لازم نيست كه در واقع نماز او صحيح باشد تا نماز مامومين صحيح باشد امام ضامن نيست مگر قرائت را يعنى ماموم قرائت نمىكند و قرائت امام به جاى قرائت اوست و بعد از اين اخبار خواهد آمد و غرض از ذكر اين حديث در اينجا اين است كه فايده امامت صحيح اينست كه قرائت امام از مامومين كافى باشد پس اگر امام فاسق باشد كافى نيست و مىبايد كه خود قرائت كند و خود اذان و اقامه بگويد.